فونت B mitra را می توانید از اینجا دریافت کنید.
سلام ، حالتون خوبه؟ بعد از حدوداً یک ماه اومدم ، شرمنده که این قدر دیر شد چون تو ایام امتحانات بود و منم این ترم خیلی درگیر امتحانات بودم. خدا رو شکر حالا که همش تموم شد.
این پست درباره استاد علامه عبدالعلی بیرجندی هست که از مفاخر بیرجند می باشد و حتی بعضی ، ایشان رو استاد شیخ بهایی می دانند که البته با توجه به تاریخ وفات علامه ) سال ۹۳۴ هجري ( این احتمال بعید است.
این پست رو بنا به درخواست یکی از خوانندگان گذاشتم.
علامه عبدالعلي بيرجندي از علماي بزرگ رياضي، هيأت، نجوم و فقه در اواخر قرن نهم و اوايل قرن دهم است كه به «فاضل بيرجندي » نيز معروف بود. در بعضي از منابع بدين صورت از وي نام برده شده : (( نظام الدين عبدالعلي بن محمد حسين بيرجندي حنفي ))
از تاريخ ولادت اين علامه اطلاعي دردست نيست ، اما براساس مدارك موجود، وفات اين دانشمند در سال ۹۳۴ هجري قمري بوده است.
وي دانشهاي عصر خود را نزد معروفترين اساتيد زمان خود در هرات فرا گرفت و به شرح كتابهاي مشهوري در رياضيات و تأليف كتابهايي در دانشهاي ديگر همت گماشت. دركتاب «تاريخ نظم و نثر درايران» نوشته استاد سعيد نفيسي آمده است “علامه عبدالعلي بيرجندي ستاره اي را درآسمان كشف و تقويم ۸۰ ساله اي را درآن دوران استخراج كرد. اين رياضيدان همچنين سينوس زاويه يك درجه را تا ۲۲ رقم اعشار محاسبه كرده است”

بيرجندي چندين تاليف در رياضيات ، نجوم و فقه دارد ، كه بيشتر آنها شرحها و حاشيه هايي است كه بر آثار ديگران نوشته و تاليف مستقل وي يكي بيست باب در تقويم و ديگري رساله ابعاد و اجرام است . نمونه هاي خطي متعدد از تاليفات وي كه تعداد آنها به سيزده بالغ مي شود در ايران و خارج از ايران موجود است .
بنا بر تصريح خواند مير ، حكمت و رياضي را نزد منصوربن معين الدين كاشاني فرا گرفت ، پدر منصور يعني معين الدين شاگرد و خواهر زادة غياث الدين جمشيد كاشاني و همكار و دستيار او در بناي رصد خانة سمرقند و تنظيم زيج گوركاني (زيج الغ بيكي) بود .
بيرجندي غير از اين استاد ، به خدمت چند تن از استادان مشهور سدة نهم رسيد و از آنان دانشهاي عقلي و نقلي را فرا گرفت ، علم حديث را نزد خواجه حافظ غياث ، محدث مشهور هرات ، مطالعه نمود . ساير علوم متداوله را از مولانا كمال الدين شيخ حسين القنوي كسب كرد و در خدمت شيخ الاسلام مولانا سيف الدين احمد تفتازاني و مولانا كمال الدين مسعود شرواني نيز شرط تلمذ بجاي آورده .
دربارة او نوشته اند كه : به صفت تواضع و پرهيزگاري و حلم و دينداري اتصاف داشت . وي مدتي شيخ الاسلام هرات بود . علامه بيرجندي مولف يك عده كتاب و رساله در فن خود به زبان فارسي و عربي است

بنابر كشفيات باستان شناسي كه از سوي مديريت ميراث فرهنگي صورت گرفته و بر مبناي اسناد مكتوب تاريخي، ثابت شد كه علامه عبدالعلي بيرجندي در قبرستان قتلگاه مشهد دفن نشده است بلكه وي در قبرستان تاريخي روستاي بجد مدفون مي باشد .
فونت B mitra را می توانید از اینجا دریافت کنید.
سلام ، امیدوارم حال همتون خوب باشه ، ببخشید که یکم (فقط یکم!!!) دیر آپ کردم ، آخه قبل از این درگیر میان ترما بودم و الانم که کم کم امتحانای پایان ترم شروع میشه و ...
به هر حال امروز با پستی درباره ریشه تاریخی نام خراشاد و خوسف آپ کردم امیدوارم لذت ببرین.
در منابع تاریخی از خوسف با عناوین زیر یاد شده است: جوسف، جسف، خسف، خسب و خوسف؛ خسف به معنای زمین گود و خوسف به معنای پوشیده بودن كه هر دو معنی برای خوسف صادق است در كتب تاریخی متعدد نامی از خوسف هر چند به صورتهای مختلف برده شده است كه دلالت بر اهمیت و اعتبار این شهر در دورههای مختلف دارد.
نام خُراشاد, نامی یگانه بوده و بنا به گفته مرحوم دکتر محمد اسماعیل رضوانی ( پدر علم تاریخ معاصر ایران که خود زاده این روستا بود) برگرفته از زبان پهلوی و به معنی محل طلوع خورشید بوده و علت آن نیز واقع شدن این روستا در میان دره ای است که این دره به طرف شرق باز گشته و به دشت خراشاد متصل می گردد.
فونت B mitra را می توانید از اینجا دریافت کنید.
سلام ، فردا ولادت حضرت زینب (س) است و به همتون این روز رو تبریک میگم. همچنین فردا مصادف با روز پرستار می باشد که پست امروز هم بی ربط به این مساله نیست ، این پست درباره اولین پرستار مرد ایران هست که ایشون از روستای پر افتخار خراشاد هم می با شند.
مرتضی حسن پور فرد خراشاد، ، اولین پرستار مرد ایرانی و از پژوهشگران این رشته میباشد.

وی در سال ۱۳۲۱ در روستای خراشاد از توابع شهرستان بیرجند به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در زادگاه خود، جهت تکمیل تحصیلات عازم آمریکا شد. سپس با اخذ مدرک کارشناسی ارشد پرستاری از دانشگاه کالیفرنیا جنوبی، در سال ۱۳۴۶ به ایران بازگشت و به عنوان عضو هیئت علمی، در دانشگاه علوم پزشکی مشهد به تدریس پرداخت.
حسن پور به عنوان اولین پرستار مرد، با تحصیلات آکادمیک در ایران، تا سال ۱۳۴۸ در سپاه بهداشت بندرعباس مشغول به خدمت بود و سپس در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، به تدریس پرداخت. وی علاوه بر ریاست دانشکده پرستاری و آموزشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دوره های کارشناسی پرستاری را در دانشگاههای شهرهای بیرجند، سبزوار، گناباد و رشته های کاردانی رادیوتراپی ، رادیولوژی و تکنیسین اتاق عمل و کارشناسی علوم آزمایشگاهی را در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، راه اندازی نمود.

حسن پور علاوه بر اینکه دارای تالیفاتی در زمینه پرستاری می باشد، از سال ۱۳۸۰، کلاسهایی را در جهت سلامت فردی و اجتماعی، برای دانش آموزان مناطق محروم شهری و روستایی برگزار می کند. وی پس از بازنشستگی در سال ۱۳۸۴ ، هم اکنون به تدریس و پژوهش در زمینه پرستاری ادامه می دهد.

سازمان نظام پرستاری ایران، در سال ۱۳۸۶ از وی به عنوان اولین پرستار مرد ایران، تقدیر به عمل آورد.
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
1. سایت خراشاد
فونت B mitra را می توانید از اینجا دریافت کنید.
سلام ، ببخشید که دیر آپ کردم. پست امروز درباره پیش بینی آب و هوا در بیرجند هست.
باورها در پیش بینی وضع هوا
در بیرجند و حوالی آن همانند اغلب نقاط کشور ،اعتقادات و نظراتی نسبت به پیش بینی وضعیت جوی هوا دارند . ماجرای ابوریحان و شگفتی پیش بینی بارندگی از سوی چوپان ( که نخوبیدن سگ را در بیرون لانه اش ،شاهد آمدن باران دانسته بود ) در برخی از کتابها نقل شده است .این موضوع حاکی از آن است که با صرف نظر از عقاید خرافی مردم هر دیار ، شماری از اعتقادات و باورهای آنان دارای اصل و اساسی است که آنها خود از منشا علمی یا طبیعی آن اطلاعی ندارند .

به اعتقاد جمعی از مردم این سامان هر گاه دور ماه هاله ببندد و هاله نزدیک به ماه و تیره رنگ باشد ،باران خواهد بارید .یا اگر آسمان در سمت قبله گرفته و پر ابر باشد یا هنگام غروب ، دو طرف خورشید لکه دیده شود ، نشانه بارندگی است .
در طلب باران
در جنوب خراسان مانند بیرجند و روستاهای اطراف آن ، باری طلب باران و دفع خشکسالی پیکره ی چوبی به شکل مترسک (T) می سازند و لباس فرسوده ای را بر آن می پوشانند . سپس پیکره را همه جا در کوچه و بازار می گردانند و با هم می خوانند :
ای خدا باروکُ *** بارون آب شاروکَ
تلوی ما تشنه شده *** ور کو و ور پشته شده
آب غدیرش مایه *** چمچه ی شیرش مایه
گندم دَ زیر خاکه *** از تشنگی هلاکه
چوپون پنیر مایه *** نون پتیر مایه
یارب بده تو بارو *** به حق شاه مردون
فونت B mitra را می توانید از اینجا دریافت کنید.
سلام ، از همتون برای اینکه در جشن تولد بیرجندستان شرکت کردید و همچنین به خاطر پیشنهادات و نظراتتون ممنونم. نظرات زیادی مبنی بر تعویض فونت و بزرگ کردن فونت بود که تصمیم بر این شد که کل پست ها رو از این به بعد با فونت B mitra بنویسم و پست های قبلی رو هم کم کم اصلاح می کنم.
یکی دیگر از پیشنهادات نیز این بود که درباره ریشه تاریخی روستاها پست بذارم که امروز درباره روستاهای ماخونیک و آیسک آپ کردم.
ماخونیک:
درباره وجه تسمیه این روستا چندین قول وجود دارد:
عده ای بر این نظرند که ماخونیک از سه جزء "ما"، "خونی" و "ایک" تشکیل شده که خونی در عربی به معنی چشمه است و ماخونیک شاید به معنی چشمه ماه و یا چشمه ماد باشد. ولی در واقع بسیاری از اهالی معتقد بودند به علت سردی و خنکی بیش از حد هوا، این روستا، ماخونیک نام دارد.
همچنین گویند که در گذشته عده ای مأموران دولتی به این روستا آمده و اهالی به گرمی از آنها استقبال نکرده اند و با آنها برخورد سردی داشته اند و آنها این نام را برای روستا انتخاب کرده اند.
برخی نیز می گویند به دلیل وجود شکافی در کوه نزدیک روستا به آنجا ماده ماخونیک گفته می شده که به مرور زمان به ماخونیک تغییر نام یافته است.
در برخی اسناد قدیمی که تاریخ نگارش آنها به 300 سال قبل می رسد، نام روستا مادخنیک ذکر شده است که مرکب از دو جزء "ماد" و "دخنیک" است. ماد در زبان پهلوی و پارسی باستان به ماه تبدیل شده که یکی از معانی آن شهر و مملکت است و در مجموع بنام شهر ماخونیک است.
درباره این روستا هیچ سابقه تاریخی مکتوبی وجود ندارد و فقط "کلنل چارلز ادوار دبیت" در کتاب سفرنامه خراسان و سیستان در دوره ناصرالدین شاه به توصیف منطقه ماخونیک پرداخته است.
آیسک:
در شمال غرب خراسان جنوبی و در كوهپایه های كوه سیاه (كوه های چرمه و مصعبی) و بر روی آبرفت های رودهای زو و راست شهری به نام آیسك واقع شده كه یكی از بخش های شهرستان سرایان است این منطقه به خاطر خاك های حاصلخیز و آب های زیرزمینی به قطب كشاورزی استان مشهور است. آیسك در 12 كیلومتری سرایان و 165 كیلومتری بیرجند و در محور ترانزیتی استان های یزد و خراسان رضوی به بیرجند واقع شده و از شمال به دهستان مصعبی و باغستان، از جنوب به بخش سه قلعه، از شرق به سرایان و از غرب به روستاهای دو حصاران و بغداده محدود است.
طبق گفته بزرگان و سالخوردگان نام این منطقه ابتدا ایاس بوده است، آیاس در فرهنگ مردم جنوب خراسان به معنی هوای صاف و روشن و پر ستاره است كه معمولا در مناطق كویری پس از رفتن ابرهای تیره نمایان می شود.
ایاس شهری بزرگ و آباد بوده ولی بر اساس مستندات و گفته های بزرگان و روایتی كه در كتاب تاریخ روضة الصفا به آن اشاره شده نادرشاه افشار قلعه ایاس را بر سر مردمش خراب كرد و اكنون خرابه های آن به نام »كله كوب« معروف است به همین دلیل ایاس كوچك شد و »ایاسك« كلمه تصغیر شده ایاس جایگزین این نام شد و به مرور این نام تبدیل به آیسك شد.
اگه حوصله و وقت خوندن این پست رو ندارید لطفا مطلب نوشته شده در آخر پست که با رنگ سبز است رو فقط بخونید و نظر بدید.
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الا احسن الحال

سلام ، قبل از هر چیز سال نو رو به همه شما تبریک عرض می کنم و از خدا می خوام سال جدید سال خوشی برای همه شما باشه و ان شاءالله امسال سال فرج آقا امام زمان باشه.
موضوع بعدی جشن تولد یکسالگی بیرجندستان هست.
یکسال پیش همین موقع بود که اولین پست رو گذاشتم. قبل از اون هم وبلاگ نویسی می کردم اما هیچ کدوم رو ادامه ندادم و بعد از یکی ، دو ماه ولشون میکردم ، یکی از موضوعاتی که باعث شد بیرجندستان رو به صورت جدی ادامه بدم عشق و علاقه ام به بیرجند بود. 
چی شد که تصمیم گرفتم وبلاگی درباره بیرجند بنویسم؟
1. من خارج از بیرجند دانشجویم و شاید هر کسی که تو غیر از شهرش زندگی میکنه علاقش نسبت به شهرش دو چندان میشه ، من هم از سر همین علاقه تصمیم گرفتم که وبلاگی درباره بیرجند بنویسم و تا اونجایی که میتونم بیرجند رو بهتر به بقیه معرفی کنم و از یه طرفم دلتنگیم نسبت به بیرجند برطرف شه.
2. تو عید بودم که اومده بودم به بیرجند ، کتاب "برگزیدگان و مشاهیر بیرجند" تالیف "خانم زهرا عیزاده بیرجندی" جرقه ای شد که شروع کنم به وبلاگ نویسی درباره بیرجند و خیلی از پست هایی که به معرفی مشاهیر بیرجند می پرداختم از این کتاب انتخاب کردم.
بعد از مدتی که هر روز وبلاگ رو آپ می کردم و هر روز درباره مشاهیر می نوشتم به فکر توسعه وبلاگ تو بقیه بخش ها هم افتادم بخش آداب و رسوم مردم بیرجند رو اضافه کردم ، تو این مدت به خیلی از وبلاگا سر زدم و برای خیلیا کامنت گذاشتم و وبلاگ خودمو بهشون معرفی کردم و از اونا خواستم که منو لینک کنن که اکثر دوستان منو لینک کردن و به من سر زدن و هنوزم منو از نظراتشون بهره مند می کنن.
کم کم موضوعات خاصی که به ذهنم می رسید یا از طرف بازدیدکنندگان پیشنهاد میشد به وبلاگ اضافه کردم و فعالیتهای وبلاگ رو گسترده تر کردم.
خدا رو شکر تونستم که بعد از هفت ماه (تو ماه مهر) رتبه بیرجندستان رو تو گوگل به 3 برسونم که هم اکنون هم در تلاشم تا این رتبه رو بهتر کنم.
توی این مدت از نظرات زیادی بهره گرفتم ، خیلی از دوستان همراه همیشگیم بودن و همیشه مطالب وبلاگ رو دنبال می کردن و نظراتشونو درباره اون پست می دادن ، که جا داره از همشون تشکر کنم. البته تو این مدت چند نفر هم ازم انتقاد کردن که عده ای از قالب وبلاگ ، نوع فونت و سایز فونت و بقیه پارامترهای مربوط به طراحی وبلاگ بود و عده ای هم نیز از مطالب درج شده در وبلاگم رنجیده شده بودن که بعضی قسمتها رو تصحیح کردم و در بعضی جاها هم که سوء تفاهمی پیش اومده بود با جواب به اونا در رفع سوء تفاهم براومدم که امیدوارم قانع شده باشند و از من ناراحت نباشند.
بد نیست یکم هم از جنبه آماری بیرجندستان رو نگاه کنیم.
تو این مدت یک سال من 134 پست نوشتم که در قالب 10 موضوع بوده و نشون میده تقریبا 7/2روز یک پست آپ کردم ، که برای این 134 پست 764 نظر داده شده که تقریبا برای هر پست 7/5 نظر.
بهترین پست که از دیدگاهها مشخص میشد و بیشترین بازدید از این پست بوده پست سفر به زیبایی ها بوده که برگرفته از کتاب "سفر به زیبایی ها" تالیف "آقای نظام دوست" بوده.
تعداد بازدید کننده ها هم از ماه اردیبهشت به بعد (چون کد آمار دچار مشکل شد و مجبور شدم تو ماه اردیبهشت دوباره این کد رو بذارم) ؟ نفر بوده.
رتبه بیرجندستان تو گوگل همونجور که گفتم ، بعد از هفت ماه به 3 رسید که خدا رو شکر تا الانم تونستم این رتبه رو حفظ کنم.
خب سرتونو درد نیارم. یه درخواست ازتون دارم توی این یک سالگی بیرجندستان از همتون میخوام که هر نظر و پیشنهادی که به ذهنتون میرسه برام بزارین درباره هر موضوعی که فکرشو میکنین درباره قالب وبلاگ ، فونت پست ها ، سایز فونت ها ، طول مطالب پست ها ، رنگ مطالب و... ، همچنین محتوای مطالب که چطوریه و چه کار کنم بهتره درباره چه موضوعاتی بیشتر بنویسم ، چه موضوعاتی رو شما پیشنهاد میدین و یا هر چی به ذهنتون میرسه ، خواهشا نواقص بیرجندستان رو بدون تعارف بگین ، ازتون خواهش دارم که حتما نظر بدین و به بیرجندستان کمک کنید.
با تشکر از همتون
سلام، پیشاپیش سال نو رو به همتون تبریک عرض می کنم و برای همتون تو سال جدید آرزوی بهروزی و خوشبختی رو دارم.
مردمان قديم بر خلاف جوانان امروز اين آداب و رسوم كهن را گرامي داشته و در حفظ و بهتر برگزار كردن آن تلاش فراوان داشتند.
اهالي با صفاي ديار بيرجند به اين ماه اصطلاحاً ماه نوروز ميگويند.
شيريني پزان، نان پزان، كدورتزدايي، پرداخت دين، فاتحهخواني خانه تكاني سال نو و آماده كردن آجيل شب عيد مانند كشمش، عناب، نقل، پخته و ... و تفت دادن يا شور كردن تخمه و پسته و ديد و بازديد بزرگان فاميل و اقوام از مراسم مرسوم در اين ايام است كه با شور خاصي انجام ميشود.

كاشتن سر سبزي يا به قول بيرجنديها سر سوزي يكي از آيينهاي پا بر جا در ايام عيد است كه حدود يك ماه مانده به عيد در ظرفهاي كوچك يا بزرگ مقداري جو، گندم، عدس يا ماش ميكارند تا روز عيد سر سبز باشد. برخي نيز روي جدارههاي كوزههاي سفالي سر سبزيهاي بسيار زيبا و دلربايي به وجود ميآورند. در بعضي از خانوادهها هم به نيت سلامتي افراد خانواده براي هر يك از آنها يك سر سبزي ميكارند. پاكيزه بودن در هنگام ورود سال نو نيز از آدابي است كه اهالي بيرجند مقيد به انجام آن هستند و اعتقاد دارند كه سال نو را بايد با تني پاك آغاز كرد. حنا بندان يكي ديگر از مراسم مردم اين سرزمين است كه درگذشته و در مواقع مختلف از جمله نوروز انجام ميشده است. هنوز هم گروهي از مردم به ويژه بزرگسالان با آمدن عيد نوروز با رنگ كردن موهاي سر و انگشتان خود با حنا به استقبال نوروز ميروند.
يكي ديگر از مراسم استان خراسان جنوبي رسم شاه مولايي است كه در مناطق شهري و روستايي خراسان جنوبي مرسوم است و انجام آن بدين ترتيب است كه چند روز مانده به نوروز افراد خير و معتمدان محل با مراجعه به ثروتمندان اقدام به تهيه اجناس مورد نياز نيازمندان كرده و آنها را بين افراد نيازمند تقسيم ميكنند. اهالي بيرجند قديم اعتقاد داشتند كه شام شب عيد به هر قيمت كه شده بايد پلو باشد. فقير و ثروتمند خود را مقيد به تهيه و پختن پلو در شب عيد ميدانستند. اين هم از رسومي است كه امروزيها شايد با شنيدنش به تعجب و خنده وا داشته شوند چرا كه بسياري در قديمالايام استطاعت تهيه پلو و حتي نان گندم را براي يك هفته هم نداشتهاند چه رسد براي همه سال و تنها نوروز به نوروز، آن هم با كلي سختي و مشقت چشمشان به پلو ميافتاده است. سمنوپزان يكي ديگر از مراسمهاي پر رنج و زحمت، پرطرفدار و تشريفاتي نوروز است كه براي انجام آن 40 تا 50 روز مانده به نوروز خانمها ظرفهايي وسط حياط يا پشت بام ميگذاشتند تا از آب باران پر شود همزمان نيز مقداري گندم در پارچههاي سفيد و نازك به نام صافي ميريختند تا در آب خيس شود يا اينكه روي تگيجه (تشت مانندي پهن و بافته شده از ساقههاي گز) ميگذاشتند و پيوسته آن را با آب نگه ميداشتند تا گندمها جوانه بزنند. پس از اين كار آنها را در جايي پهن ميكردند تا خشك شود و براي آسياب كردن يا (دستاس) آماده شود پس از الك كردن آردها آن را با مقداري آرد معمولي مخلوط ميكردند. نزديكيهاي عيد آردها را خمير و با انواع ادويه مثل زردچوبه، دارچين و سياه دانه و كراويه مخلوط ميكردند. با آماده شدن آرد آن را به صورت گردههاي كوچك يا بزرگ درآورده، در ديگچههاي مسي به نام (قليف) گذاشته روي اجاق پر از آتش ميگذاشتند و روي قليفها را نيز با آتش ميپوشاندند و پس از آماده شدن آنها را به تكههاي مناسب تقسيم و به همراه آجيل از ميهمانان نوروزي پذيرايي ميكردند.
*خريد لباس عيد از يكي دو ماه به نوروز مانده مردمان بيرجند به بازار ميروند و لباس عيدشان را ميخرند، پارچههايي معمولاً خريداري ميشود كه داراي رنگ روشن و سرخ يا زرد باشد و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهاي دوشنبه يا جمعه قيچي كنند و نيز معتقد هستند كه روز پنجشنبه ساعت سنگين است و لباس مدتي روي دست ميماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بريده شود نصيب دزد يا مرده شور ميشود و روز چهارشنبه ميسوزد. وسايل خانه نيز بايد عوض و يا تميز شود.
*خانه تكاني يا رفت و روب يكي دو هفته پيش از عيد خانه تكاتي يا رفت و روب انجام ميگيرد و مجدداً اثاثيه را جابهجا ميكنند و گردگيري ميكنند و دوباره آنها را ميچينند.
* روز نخست عيد سفره سفيدي به عنوان سفره هفت سين در صبح نخستين روز فصل بهار يعني نوروز در خانه به سمت قبله پهن ميشود، قرآن، آيينه و شمعدان، سركه، سير، سماق، سنجد، سيب، سه پسته و سياهدانه هفت سين انتخابي اين سفره هستند. همچنين اقلام ديگري همچون سرسبزي، كاسه آب، تخم مرغهاي رنگ كرده و پياله ماست مَشكي، سبزي تفت داده شده، انواع شيريني، آجيل و تنقلات رنگارنگ، كاسه آش، نان خشك و ميوههاي خوش عطر و طعم نيز در سفره وجود دارد.

در لحظه سال نو بزرگترهاي خانواده قرآن و دعا ميخوانند و كوچكترها نيز ضمن دعا منتظر لحظه تحويل سال نو ميمانند.
پس از تحويل سال كوچكترها دست بزرگترها و بزرگترها صورت آنها را ميبوسند و با تبريك عيد نوروز به يكديگر، بزرگترها به ديگر افراد عيدي ميدهند و براي سلامتي حاضران و آمرزش رفتگان دعا ميكنند و كام خود را با شيريني شيرين ميكنند.
يكي ديگر از اعتقادات مردم خراسان جنوبي اين است كه هنگام تحويل سال در مزار امام زادهها باشند كه در آنجا شمع روشن ميكنند و در دست ميگيرند.
* ديد و بازديد از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز ميشود. در همه خانوادهها رسم است كه به ديدار كسي كه از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريك بگويند و او نيز عيدي كه شامل سكه يا پول است به آنها بدهد. بعضي نيز صبح عيد نوروز يك بشقاب گندم برشته كه شامل كنجد، گندم، شاهدانه، نخودچي و كشمش است به اضافه يك بشقاب نان شيرين به اضافه تخم مرغ رنگي يا سكه به كوچكترها ميدهند.
* سيزده بدر روز دوازده فروردين همه وسايل تهيه ميشود و هر چه از شيرينيها و آجيلها باقي مانده به همراه سركه و كاهو براي صبح سيزده آماده ميشود. صبح سيزده فروردين همه دسته دسته عازم كوه و باغهاي اطراف منطقه خود ميشوند چرا كه معتقدند در اين روز نبايد در خانه ماند زيرا اين روز نحس و بديمن است. عصر اين روز ويژه سبزي گره زدن دخترها است كه در واقع براي گشايش بخت خود اين كار را ميكنند و اشعاري ميخوانند. چنانچه سيزده به ماه رمضان بيفتد مراسم را بعد از تمام شدن ماه رمضان در نخستين جمعه يا نخستين عيد انجام ميدهند.
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم: