اين مجموعه در فاصله يك كيلومترى شامل روستاى بهلگرد و حدود ۱۵ كيلومترى شرق بيرجند قرار گرفته است و شامل دو باغ، دو عمارت، اصطبل، محل سكونت خدمه و نيز يخدان طبيعى است. نكته اى كه درباره تزيينات اين عمارت قابل ذكر است تزيينات كمتر اين باغ نسبت به ساير باغ ها است. طبقه اول اين عمارت داراى چهار ستون دايره اى آجرى است كه مهم ترين عناصر تزيينى باغ را در خود جاى داده اند.
اين مجموعه داراى دو باغ مجزاى اندرونى و بيرونى است كه باغ اندرونى از نظر وسعت بسيار كوچك تر از باغ بيرونى است. در مركز اين باغ استخرى وجود دارد كه جزيره اى با طرح هشت ضلعى در مركز آن واقع شده است. نكته جالب توجه در اين باغ وجود يخچالى است كه عملكرد آن توليد يخ در زمستان و ذخيره آن تا تابستان است. اصول كار اين يخچال به اين صورت است كه از طريق نهرى در زمستان آب به استخر وارد مى شده است كه اين آب در زمستان يخ مى بندد و كارگران با پاشيدن آب بر قطر آن مى افزودند و هنگامى كه قطر يخ به اندازه كافى رسيد يخ را شكسته و براى استفاده در تابستان به مخزن منتقل مى كرده اند.
به گزارش واحد اطلاع رساني سازمان ميراث فرهنگي كشور، مهمترين اجزاي معماري اين بنا شامل ديوار يخچال، مخزن، پوشش مخزن، اتاقهاي كارگران و آبگير است.
اين يخچال با ديواري به طول 42 و ارتفاع 5 متر در انتهاي داراي خميدگي نامحسوسي است كه هدف آن به حداكثر رساندن سايه بر روي آبگير هنگام طلوع و غروب خورشيد بوده است.
در قسمت شمالي ديوار ياد شده كه در جهت شرقي _ غربي احداث شده آبگير يخچال واقع مي باشد.
مخزن يخچال با حفره اي به عمق 4 متر به عنوان مخزني براي نگهداري يخها مورد استفاده قرار مي گرفته است.
با پر شدن مخزن از يخ، اين مكان توسط كارگران با كاهگل پوشش داده مي شد تا يخها براي استفاده در تابستان و هواي گرم باقي بماند.
اين يخچال طبيعي با ارزش، پيشتر با شماره 2870 در فهرست آثار ملي كشور قرار گرفته است.
سلام حالتون خوبه امروز با یک شعر درباره خراشاد اومدم که اونرو از سایت خراشاد گرفتم امیدوارم خوشتون بیاد:
ز خراشاد بگویم چه صفایی دارد **** دامن کوه عجب باد و هوایی دارد
آب آن هست چه شیرین مثال شربت ****داخل کوه عجب گل وگیاهی دارد
در بهارش بروی گردش دوران بکنی****گرببینی تو به چشم, بین چه صفایی دارد
نام آن ثبت بود, هست چه در کل جهان****هر کس از مال حرام, بین که رهایی دارد
در ره علم همه صاحب ایمان باشند****چون همه شوق چه در راه خدایی دارد
علم گردیده چراغی دراین قلعه ما****هرکسی عهد ببندد, چه وفایی دارد
هرکسی را نگرم صاحب علم و هنرست****در ره علم ببین شوق الهی دارد
کبر اندر دل کس نیست برای ثروت**** شوق در قلب همه, مهر وگواهی دارد
توی فرهنگ ببینی که نمودند غوغا****دکتر وکاسب وسرهنگ وسپاهی دارد
نبود فتنه فجورات محبت دارند**** هرکسی در ره دین عشق وصفایی دارد
گر به هر جا بروی نام خراشاد بری****هر کسی را نگری خانه به جایی دارد
این خراشادی بنوشت کلام آخر**** بهر شعر گفتن خود شوق الهی دارد
با احترام - محمدعلی خراشادی فرزند ملاعلی اکبرطاهری
سلام مطلب زیر درباره مدرسه شوکتیه هست که یکی از بیرجندی های عزیز برام فرستاده فکر کردم خالی از لطف نباشه که شما هم این مطلب رو بخونین.
شما اگه مطلبی درباره بیرجند دارین برام بفرستین تا توی وبلاگ بذارم
از این دوستم ممنونم که به شناخت بهتر بیرجند کمک می کنه.
ساختمان مدرسه شوکتیه از محل موقوفات امیر اسماعیل خان در سال 1308 هجری قمری به دست استادان و معماران یزدی شروع و در سال 1312 هجری قمری بنای آن به پایان رسید . این مدرسه دارای سردری زیبا و عریض می باشد که به اتاق مقرنسی گچی راه می یابد . درب ورودی مدرسه نیز بسیار قدیمی و ارزشمند است . بر سر در ورودی مدرسه ، کتیبه ای که با گچ بری ، تاریخ بنا و موسس آن نوشته شده دیده می شود . وقتی از در مدرسه داخل می شویم بعد از گذشتن از اتاق مقرنسی ، وارد دالان طولانی نیمه باریک و زیبایی می شویم که دارای یک هشتی ( ایوانی به شکل هشت ضلعی یا مدور ) می باشد که دری به داخل حوضخانه دارد و سابقاً نهری از آب قصبه بیرجند از داخل آن می گذشته است . در انتهای دالان حیاط بزرگی وجود دارد که ساختمانهای دوطبقه در سه جهت شمال ، جنوب و شرق آن ساخته شده است . در طبقه اول سمت جنوب ایوان بزرگی وجود دارد که سقف آن از نظر ساختمانی اعجاب انگیز است و معلوم نیست که این ایوان که به عرض 10-8 متر در جلو و با عرض بیشتر در دهنه عقب می باشد چگونه مسقف گردیده است .
نظر یادتون نره!!!
سلام
با تشکر از دوستانی که برای مطالبم نظر دادن سعی می کنم همه این نظرات رو تو وبلاگم عملی کنم
یکی از دوستان خواستار این بود که درباره منطقه عربخانه اطلاعاتی رو در وبلاگم بذارم من هم مطالبی را درباره چگونگی پیدایش عربخانه میگذارم و در پایان هم چند تا وبلاگ برای آشنایی بیشتر با این منطقه گذاشتم تا کسانی که می خوان با این منطقه بیشتر آشنا بشن به این وبلاگا سر بزنن.
شما هم نظر بدین بگین چی بذازم بهتر میشه و اگه شما هم مطلبی دارین به ایمیلم بفرستین
روایت شده است در زمان حکومت نادر شاه افشار عده ای از اعراب که از سلیمانیه وکرکوک عراق با دولت وقت ان زمان مخالفت می کردند به ایران وبه خطه جنوب خراسان تبعید شدند در ان زمان منطقه عربخانه از دورترین وبدترین منطقه از نظر اب وهوا به شمار می رفته عده ای از اعراب لهجه عربی را نظیر روستای کلاته سلیمان از دست داده وعجم شدند در ان زمان دو امیر که برادر بوده اند به نامهای میر دوکی و میر چبوش که میر چبوش در قلعه رامنگان و میر دوکی در قلعه قیاس اباد زندگی می کردند در همان زمان امیران از ترس حمله افغانیها به کرمان متواری می شوند بعد از چند زمانی پسر میردوکی برای برداشتن اسناد که در زیر در ورودی قلعه مدفون شده بوده به قیاس آباد برمی گردد مردم دهک برای تصاحب اسناد چاهی رادر خید کنده واورا به کلک بداخل چاه انداخته واز آن زمان این خید را خید گور عرب نام نهادند
این هم سایتهایی در باره عربخانه :
عربخانه و تاریخ عربخانه و معرفی دانش آموختگان عربخانه و اماکن باستانی عربخانه و روستای خسروی عربخانه و عکسهایی از عربخانه
شبهاي طولاني زمستان با زدن كف در خراسان جنوبي كوتاه ميشود. «كف» نوعى شيرينى است كه با «زدنِ» آب «چوبك» و شيرين كردن آن به دست مىآيد. برای تهيه اين شيريني محلي مقدارى «چوبك»- «چوبك» را که در گويش بيرجند «پَشْمٍشُويه» يا «بيخ» مىنامند ( كه ريشه نوعي گياه صحرايي است ) را كوبيده و چند بار در آب مىجوشانند و چون اين آب تلخ است . آن را عوض ميكنند و مجدداً مىجوشانند ، اين كار را آنقدر تكرار مىكنند كه تلخي آب گرفته شود و هيچ طعمى نداشته باشد . اين آب را مىگذارند سرد شود انگاه آن را در ظرف بزرگي كه بهتر است تغار سفالي باشد ، مىريزند و با «دسته گز» كه از تركههاي به هم بسته شده درخت گز يا انار است هم مىزنند و اين زدن را آنقدر ادامه مىدهند كه آب چوبك «كف» كند و معمولا هم زدن با آهنگ خاصي ادامه مييابد تا «كف» سفت شود، آنگاه مقدارى شيره انگور يا شيره شكر و يا پودر شكر را به بتدريج به آن اضافه ميكنند و زدن كف را ادامه مىدهند تا خوب مخلوط شود و «كف» شيرين گردد. وقتى كه «كف» از هر جهت آماده شد آن را در ظرفهايى مىكشند و روى آن را مغز كوبيده گردو، بادام، پسته و تخم رازيانه- باديان- مىپاشند و با سرانگشت آن را مىخورند. «كفى» كه بدينسان بدست مىآيد خوراكىِ شيرين، لذيذ، مطبوع، معطّر و خوشگوارى است كه مقدار زيادى از آن را مىتوان خورد. «كف زدن» از سرگرمىهاى زمستان بخصوص شب چلّه يا يلدا است. قبل از آن كه «كف» را شيرين كنند؛ براى شوخى و تفريح گاهى مقدارى از آن را به سر و صورت يكديگر مىمالند و چون اين كف رنگ و طعم و بويى ندارد؛ آزارى به كسى نمىرساند. اين عمل باعث خنده و موجبى براى تفريح است. گاهي نيز در شبهاي برفي براي شگون مقداري از كف را روي برفها مي ريزند.
اميراسدالله علم فرزند محمد ابراهيم شوكت الملك بيرجندي، مشهورترين و
مقتدرترين چهره دوران پهلوي دوم، به ويژه در سالهاي 1340-1356 بود، كه چهار بار به وزارت ويك بار به نخست وزيري رسيد. وي در سال1298 در بيرجند متولد شد؛ پس طي دوران كودكي وارد مدرسه شوكتيه در بيرجند شد ودوره مدرسه مزبور راپايان دادو علاوه بر دروس مدرسه در تعليم حسن خط انشاء و ادبيات فارسي از معلمين خصوصي بهره گرفت وبرحسب تربيت خانوادگي سواركاري و تيراندازي را تعليم ديد وبه تهران انتقال يافت. در آن ايام پدرش از نزديكان و معاشرين رضاخان پهلوي بود و طبعاً او نيز به دربار راه يافت و به تقاضاي سن با وليعهد كه تازه از اروپا بازگشته و دوره دو ساله دانشكده افسري را طي مي كرد،آشنا وتدريجاً آشنا شد و براي ادامه تحصيل به دانشكده كشاورزي كرج رفت و دوره سه ساله دانشكده مزبور را پايان داد. در 1318 كه موضوع ازدواج وليعهد با فوزيه مصري انجام گرفت او نيز به دستور پدرش با دختر قوام الملك شيرازي(خواهرشوهر اشرف پهلوي)ازدواج كرد.
سلام شعر زیر از وبلاگ یکی از همشهریهامون آقای غلامی انتخاب شده امیدوارم از خوندنش لذت ببرین:
از همو روزی كه مو چش خوره واكرديوم
همچه سيب تو دلوك مه مه خور جا كرديوم