سلام ، حالتون خوبه ؟
ببخشین که این دفعه خیلی دیر آپ کردم آخه اگه گرفتاری های دانشگاه رو بذاریم کنار، یک یه هفته ای بود که بدجور سرما خورده بودم و نمیتونستم بیام آپ کنم ، الان یه کم حالم بهتر شده ، امیدوارم شما مثل من سرما نخورین و مریض نشین.
اهالى شهرستان بيرجند عموماً خون گرم، مهمان نواز و شيعه اثنىعشرى هستند، جز قسمتى از شهرستان كه برادران اهل تسنن در جوار ساير افراد اقامت دارند.
مردم بيرجند براى بزرگترها احترام خاصى قائلند. از اين جهت در اعياد رسم است كه كوچكترها به ديدن بزرگترها مىشنابند. بويژه ديدار روحانيون شهر مقدم بر ساير بازديدها مىباشد.
همچنين پاىبندى و اهميت دادن به اعياد مذهبى و ملى و سنتهاى محلى از ويژگىهاى مردم اين شهر است. به عنوان مثال ديد وبازديد ايام عيد كه جهت انجام صله رحم برگزار مىشود، يا برپائى رسم ديرينه چهارشنبه سورى، چيدن سفره هفت سين، پختن شيرينىهاى محلى مانند: رووركرده، زنجبيلى، نان پنجره، نان قيفى، و.... تهيه آجيلهاى محلى مانند تخم كدو، تخم هندوانه، تخم خربزه، عناب، سنجد، گندم شور، كلهكنو،كله كنجد، مغز بادام وزردآلو، كشته توت، گردوى شور، مغز دك )بادامك(، كنوى شوركرده )شاهدانه( در شهر و روستا معمول است. در روستاهاى بيرجند نيز با نان و كماج روغنى و چاى زعفران از مهمانان خود پذيرائى مىكنند.
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
سلام این پست درباره روستای چنشت هست، روستایی که به عنوان روستای هدف گردشگری انتخاب شده است و واقعا جا برای پزوهش و تحقیق زیاد داره!
روستای چِنِشت، (Chenesht) یکی از روستاهای بخش نهارجان شهرستان سربیشه در استان خراسان جنوبی است.
جمعیت این روستا بنا به سرشماری مرکز آمار ایران 1009 نفر بوده که از این تعداد، 620 نفر باسواد می باشند.

این روستا به علت جاذبه های طبیعی، تاریخی و فرهنگی به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری در استان خراسان جنوبی شناخته می شود.
چنشت در میان رشته کوه باقران قرار گرفته و فاصله آن تا بیرجند، مرکز استان خراسان جنوبی، 60 کیلومتر است.
بقیه در ادامه مطلب ...
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
3. کتاب بیرجند نگین کویر تالیف محمد رضا بهنیا
سلام ، ببخشین که یکم دیر آپ کردم. راستش گرفتاری های دانشگاه یکم از وقتمو گرفته و متاسفانه کمتر می تونم به وبلاگ سر بزنم ولی امیدوارم از پست امروز خوشتون بیاد.
از تمامی نظراتی هم که داده بودین ممنونم ، بازم با نظراتتون منو راهنمایی کنین.
امروز با شعر رپوتر از استاد عندلیب آپ کردم امیدوارم لذت ببرید.
خُو مِدیدُم که رپورتر شُده یُوم
همه جا گَرد ، چو مخبر شُده یُوم
تویه هر کُل نَقُولِه سَر مِزَدُم
حلقه بَر هر دَر و بُن دَر مِزَدُم
که به یَک بار نگاه کِردُم مُو
نَظَرِهِ وَر همه جا کِردُم مُو
مُردیِه دیدُم و شُورِستُونِه
ای خدا اینجِه که قبرستونِه
از کَفِه پوش بِتَرسیدُم مُو
جُون تو خیلی بِلرزیدُم مُو
مُردِه گُف ، از چِه مِتَرسی آقا
اینجِه جُودارِه نیِه جُون شما
مِلکُ و اَربابِه نیِه ، زورِه نیِه
عرقُو مَنقلُو وَافُورِه نیِه
قاتِلُو و دُزد و زِمِی خُارِه نیِه
شُریح قاضیِ بَد کارِه نیِه
نه کُلایِه نه کُلاوَردارهِ
نه علی مُرغ خورهِ بیکارهِ
مالِ مَردُم خُورهِ اَلدَنگ نیِه
کَلکُ و حُقه و نیرنگ نیِه
گُرگ خُود مِش برابر شُدِه یَن
همگی کَکُو و خواهر شُدِه یَن
غِیر تابوت نیِهَ ماشینهِ
همچو یاقوت مُدِل پَاینِه
چِه مِگَن اینجِه کِه جِشتِه مُرده ؟
ایخُو تعریف بِهشتِه مُرده
چِه مِگن اونجِه حسابی اَیه ؟
دفتر و لُوح و کتابی اَیه
پس کُجَیَه سُنِبِه پُر زُور و چُماق
افعی هفت سَر و اَتش تاق
از تو احوال نپرسید نکیر؟
کِنِه رب تو ، نگفتی که بصیر ؟
گفت اینُو هَمَگی اَسرارِه
نِمِتُو گُفت به هر بَدکارهِ
پُشت ای پَرده حساب اَیه دقیق
قول دَادُم که نُگُویُوندِه رفیق
تُور به ناَچار مِیارَن مخبر
اینجِه تُو کُل مِشخُورَن مخبر
بُر تُو مِیزُون و تَراَزو دارَن
سنگِ مِثقالیهُ و کیلو دارَن
کَرمُ الله تَراَزو دارِه
او نِیِه کَاَسبهِ هَر بازارِه
گُفتم ای مُرده مِیایِم هَمَگی
مُو خُو سَر بَسته مِفَهمَوم چِه مِگی
تُو مِگیِ رَحمِ خُدا بسیارِه
کَرَمِی ذَرِه نیِه مِثقالِه
ترس از مرگ دِگِه وَر عَبَثِه
گفتگو خُود تُو بُر اِمروز بَسِه
هی یواشُوک بِفرما مِزِدِه
چَشَکُ و پُوزَکِ بیجا مِزِدِه
گُفتم ای مُرده خداحافظ تُو
مُور مِتَرسُونِه چَشَون نافِذ تُو
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
۱. وبلاگ همشهری عزیز آقای بخشی