تبليغاتX
بیرجند شهر فرهنگ
ماه رمضان در آرین شهر

سلام ، حلول ماه نزول قرآن و پر برکت رمضان را به همتون تبریک میگم ، ان شاء الله تو این ماه که تمرین بندگی برای خدا هست هممون موفق باشیم و بتونیم بنده های خوبی برای سایر ماهها نیز باشیم.

 راستی تا یادم نرفته بگم سر سفره های افطاریتون دعا برای من یادتون نره!!!

سال گذشته پستی درباره ماه رمضان در بیرجند گذاشتم ، پستی که امسال می خوام بزارم ، درباره ماه رمضان در یکی از شهرهای خراسان جنوبی ، آرین شهر می باشد.

در آرین شهر با آغاز این ماه پر خیر و بركت زمزمه های دعا و قرآن در مجلس راز و نیاز و در جای جای شهر و كوچه و پس كوچه های آن به گوش می رسد.

از بركات این ماه می توان به تشكیل ده ها جلسه و دوره قرآن توسط خواهران و برادران روزه دار در تكایا، مساجد، حسینیه ها و منازل مسكونی اشاره كرد كه عطر معنوی نصیب برگزار كنندگان جلسات قرآنی، دعا و افطاری می كند.علاوه بر برگزاری جلسات قرآن، گستراندن سفره های افطاری توسط خیران، نذر كنندگان و نهادها و افطاری دادن و كمك به خانواده ها و افراد بی بضاعت و ایتام از دیگر بركات این ماه مبارك است.

حلول ماه رمضان مبارک

در جلسات قرآنی مرسوم است چنان چه فردی برخی از سوره های قرآن از جمله انعام، یس، توحید، الرحمن و سجده را در این جلسات قرائت كند ، جلسه بعد با آوردن شیرینی، پختن آش نذری یا افطاری دادن ، خوشحالی خود را ابراز می دارد.

در آخرین روز ماه مبارك رمضان و با پایان یافتن تلاوت قرآن، تمام شركت كنندگان در جلسه با توزیع شربت، شیرینی، نقل و نبات دعای ختم قرآن را تلاوت می كنند و بعضی شركت كنندگان جلسه هم با پختن آش نذری، حلیم، شله زرد و دعوت از روزه داران و قرائت دعا، مراسم وداع با ماه مبارك رمضان را به جا می آورند و اشك شوق به خاطر سربلندی در پیشگاه خداوند و اشك غم به خاطر وداع با این ماه بر گونه جاری می كنند.

منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:

۱. روزنامه خراسان شماره 17343

نوشته شده توسط احمد توفیقی نیا در جمعه 1388/05/30 | موضوع: آداب و رسوم مردم بیرجند
دارو و درمانهای سنتی

سلام ، حالتون خوبه؟ ببخشید که یه هفته ازتون بی خبر بودم و بهتون نتونستم سر بزنم.

امروز پستی رو درباره دارو و درمانهای سنتی در بیرجند گذاشتم ، امیدوارم لذت ببرید.

 

دارو و درمانهای سنتی

مردمان این نواحی اغلب چنین عقیده مندند که استفاده از داروهای شیمیایی ، اگر چه تا حدودی بعضی بیماریها را برطرف می کند ولی از سویی موجب عوارض جنبی و نامطلوب می شود و از این رو استفاده از گیاهان دارویی و انجام بعضی شیوه های طبیعی را برای معالجه ی بیماران ترجیح می دهند .

از این میان ، اهالی بعضی مناطق برای بند آمدن خون بینی ، به بیمار سفارش می کنند که اگر از لوله راست بینی او خون می آید دست چپ را بالا نگهدارد و اگر از لوله چپ ، دست راست را؛ یا آن که پوست تخم مرخ را بسوزاند و بکوبند و گرد آن را در بینی  گذارد .

دارو و درمان سنتی

برای معالجه درد سینه و سرفه های خشک ، به را زیر خاکستر می کنند و روی خاکستر ها آتش می ریزند . وقتی به پخت و کمی نرم شد ، آن را از زیر خاکستر بیرون می آورند و می خورند پس از آن ، برای رفع گرمیِ به  قدری کدو و تمر هندی میل می کنند .

برای معالجه زخم معده ، خوردن پاچه ی گوسفند و بز را بسیار موثر می دانند .

برای بهبود ترک لبها سه روز متوالی قبل از صرف صبحانه ، گودی ناف را با پیه یا روغن چرب می کنند .

در رفع خارش بدن ، مقداری ماست گاو و جوش شیرین و سدر با هم مخلوط می کنند و در حمام به تن خود می مالند .

نوشته شده توسط احمد توفیقی نیا در دوشنبه 1388/05/26 | موضوع: آداب و رسوم مردم بیرجند
شهید ناصری

سلام ، ولادت امام زمان (ع) رو به همه شما تبریک عرض میکنم انشاءالله هر چه زودتر امام زمان فرج کنه.

فردا روز خبرنگار هست و این روز به همه خبرنگارها به خصوص خبرنگارهای زحمتکش بیرجند تبریک میگم ، در ضمن فردا مقارن با شهادت سردار ناصری است که به همین مناسبت پستی درباره این شهید گذاشتم. راستی تا یادم نرفته بگم هفته بعد من میخوام برم مسافرت برای همین احتمالا تا چند روز نتونم آپ کنم و بهتون سر بزنم ، پیشاپیش از همتون عذرخواهی می کنم.

شهيد سردار حاج محمدناصر ناصري در سال 1340 در روستای گازار از توابع بیرجند در خانواده‌اي مذهبي متولد شد. كودكي‌اش در زادگاهش گذشت و پس از آن به منظور ادامه تحصيل، راهي شهرستان بيرجند شد. در دوران مبارزات انقلابي مردم ايران در تظاهرات عليه رژيم شاه شركت داشت و در تعطيلي مدارس و برپايي راهپيمايي‌ها از نيروهاي مؤثر بود.

 شهید ناصری

شهيد ناصري با پيروزي انقلاب اسلامي به عضويت كميته انقلاب اسلامي در آمد. در اين سالها به مبارزه با منافقين پرداخت و در اوايل سال 1362 به فرماندهي سپاه بيرجند رسيد و راهي جبهه‌هاي نبرد شد و تا پايان جنگ در ميان رزمندگان حضور داشت. پس از پايان جنگ تحميلي در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي مشغول به خدمت شد و پس از چندي به عنوان نماينده فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در افغانستان منصوب شد. با سقوط مزار شريف، در روز 17مرداد سال 1377 در كنسولگري جمهوري اسلامي ايران، به وسيله نيروهاي طالبان به شهادت رسيد.

نوشته شده توسط احمد توفیقی نیا در جمعه 1388/05/16 | موضوع: شرح حال مشاهیر بیرجند
سورگ

سلام ، پست امروز درباره روستای سورگ هست. این روستا حدود ۲ کیلومتر با بهلگرد فاصله داره و روستای سرسبز و قشنگی است.

سورگ

سورگ یكی از روستاهای ییلاقی بخش مركزی شهرستان بیرجند است كه در فاصله 19 كیلومتری مركز استان (15 كیلومتر اصلی و 4 كیلومتر فرعی) در مسیر جاده بیرجند- زاهدان و در دامنه رشته كوه باقران قرار گرفته است.

این روستا از شمال به بهلگرد، از جنوب به بهدان، از شرق به خراشاد و از غرب به رشته كوه باقران محدود می شود و سرناوه، فخریز، گلریز، طاهرآباد، حیدرآباد و كلاته رمضانی را هم شامل می شود.

آب آشامیدنی و كشاورزی سورگ از یك رشته قنات و 5 چشمه آب شیرین تامین می شود و محصولات عمده آن سیب زمینی، شلغم، چغندر، هویج، زرشك، زعفران، گردو، بادام، عناب و پسته می باشد كه اهالی پس از برداشت مایحتاج و نیاز سالانه، بقیه را در بازار بیرجند به فروش می رسانند. قنات بزرگ روستای سورگ حدودا 2 هزار متر طول و عمق مادر چاه آن به بیش از 50 متر می رسد، كه این قنات پس از طی مسیرهای پرپیچ و خم رودخانه عبور از داخل باغ های بهدان به باغ ها و زمین های كشاورزی سورگ می رسد. این قنات به دلیل قرار گرفتن در بستر رودخانه با اندك سیلی آب دهی آن زیاد و به همان اندازه در آخر فصل تابستان میزان آب آن كاهش می یابد. برای تامین آب شرب روستا از دشت سربیشه توسط شركت آب و فاضلاب روستایی لوله كشی انجام گرفته كه ابتدا وارد مخزن و سپس به منازل انشعاب داده شده است.

نگهداری محصولات

مرم سورگ محصولاتی كه قصد فروش آن را ندارند در ظروف و خانه های انباری سرد برای مدتی طولانی نگهداری می كنند. سیب زمینی، شلغم، چغندر و هویج را در گودالی كه حفر كرده اند، می ریزند سپس روی آن را با خاك پوشانده به مرور و به اندازه نیاز از آن برمی دارند. زرشك را در خانه های سرد و بادگیر یا روی چوب هایی كه از زمین فاصله دارد نگهداری و خشك می كنند. گردو، بادام، عناب و پسته را هم در كیسه هایی كه از نخ بافته شده ریخته روی «دال» و با فاصله از زمین برای جلوگیری از حمله حشرات و جوندگان یا رطوبت نگهداری می كنند. محصولات خشك شده باغی مانند زردآلو، هلو و توت را كه به آن «كشته» می گویند در ظروفی كه از شاخه های درخت گز و بید ساخته شده و «شولگ» نام دارد نگهداری می كنند.

 

كوه های اطراف سورگ

کوه های اطراف سورگ عبارتند از كوه تخت مراد كه به لحاظ اعتقاد اهالی به مرادبخش بودن آن به این نامیده می شود، كوه چهارده چون از قله این كوه چهار روستای سورگ، بهلگرد، بهدان و نصرآباد دیده می شود به این نام است، كوه تك دول چون دامنه كوه به شكل سطل (دول) است این نام را گرفته است، كوه سرخ به دلیل رنگ قرمز آن و همچنین روییدن لاله های قرمز و كوه چهارشنبه سوری هم به دلیل انجام مراسم چهارشنبه سوری بر نوك قله آن به این نام مشهور است.این روستا دارای رودخانه بسیار بزرگ فصلی است كه هنگام فعال بودن آن ارتباط افراد به دو طرف آن قطع می شود. طول این رودخانه كه دارای سه شعبه بزرگ (علاوه بر شعبه های فعلی) می باشد به بیش از 30 كیلومتر می رسد و در فصل بارندگی خسارات زیادی به زمین های مزروعی دوطرف وارد می سازد. این رودخانه بعد از گذشتن از سه روستای بهدان، سورگ و بهلگرد و از كنار مركز آموزش نیروی انتظامی عبور كرده و وارد زمین های روستای بجد می شود. حدود سال 83 با احداث سدخاكی از سوی جهاد كشاورزی روی یكی از شعب تامین كننده این رودخانه از شدت خسارت دهی آن كاسته شده است.جمعیت ساكن فعلی در سورگ حدودا 50 خانوار (150 نفر) می باشند، ولی جمعیت ییلاق نشین آن به بیش از 500 نفر و حدود 150 خانوار هم می رسد. از جمله علل كاهش جمعیت در این روستا نبود درآمد كافی در روستا، نزدیك بودن به شهر، نبود شغل ثابت و برخی امكانات است كه اخیرا با همت دهیاری و مسئولان وضع بهتر شده و تسهیلاتی مثل آب لوله كشی، تلفن، برق و... از مهاجرت كاسته و بعضا نیز از شهر به روستا برگشته اند.مالكیت اراضی روستای سورگ تا قبل از انقلاب بر دام و مراتع مربوط به خان ها و اربابان بوده بدین صورت كه در یك ساختمان 2 منزل وجود داشته یكی مربوط به ارباب و یكی برای رعیت و دام ها و پرورش دام هم فقط برای سیر كردن شكم ارباب بوده و تنها كار و زحمت از رعیت بوده است. در جریان اصلاحات ارضی زمین های زراعی و باغ ها از ارباب ها پس گرفته شد و به كشاورز كه زارع آن ملك بودند تحویل شد و بدین ترتیب افراد فقیر و نیازمند هم صاحب ملك و باغ شدند.

سورگ

 

شكل كلی ساختمان ها

ساختمان های قدیمی سورگ طوری ساخته شده اند كه حیاط منزل در وسط و خانه ها دور تا دور حیاط قرار دارند. هر خانه به طور جداگانه به حیاط راه دارد و همه اتاق ها هم معمولا از داخل به یكدیگر راه دارند. عرض دیوارهای قدیمی بین 100 تا 150 سانتیمتر می باشد و خانه های طبقه پایین معمولا گنبدی شكل و طبقه دوم با چوب پوشیده شده اند. مصالح به كار برده شده در خانه ها را با نوعی گل صابونی شكل به نام «شوشك» كه دارای دو رنگ سیاه و زرد می باشد به ضخامت 10- 15 سانتی متر اندود می كرده اند و بعد از هر 10 الی 15 سال هم مجددا ترمیم می شده است.در این منازل معمولا 20 الی 30 اتاق وجود داشته و شاید 4 تا 8 خانوار با هم در یك منزل زندگی می كرده اند. در داخل هر خانه طاق، بخاری هیزمی، ایوان، هشتی و... وجود داشته كه امروزه با ساخت بناهای جدید بیشتر آن ها منسوخ شده است. از انواع غذاهای محلی سورگ می توان به آب دوغ خیار گورماست، قروت(كشك)، غلور، آش برنج، كاچی، نان جوش، آبگوشت، شیربرنج و انواع اشكنه(مغز گردو، شیرین، گوجه فرنگی، دولخ باد و بنه) را نام برد.

 

آداب غذا خوردن مردم سورگ در گذشته

در گذشته افراد یك خانواده با یكدیگر در ظرفی به نام تغارچه و با دست غذا می خوردند ولی حالا به شدت تحت تاثیر شهر درآمده اند. مردم سورگ درصورت داشتن میهمان از انواع پلو برای پذیرایی و در فصل میوه های موجود به عنوان دسر استفاده می كنند. در سورگ همه افراد خانواده با میهمان خود بر سر یك سفره غذا می خورند، وعده های غذایی آن ها شامل صبحانه، نیم چاشت، ناهار و شام است. صبحانه را با چای اول صبحدم و پیش از طلوع آفتاب و معمولا با كره گاوی یا گوسفندی یا پنیر و ماست و مربا یا تخم مرغ می خورند. نیم چاشت، را با چای در حدود ساعت 10 صبح میل می كنند و چنانچه در مزرعه باشند چای را در فلاكس ریخته همراه خود می برند. ناهار را بعد از اذان و اقامه نماز ظهر و پس از صرف چای و شام را بعد از اذان مغرب صرف می كنند. داروهای گیاهی سورگ، گل بومادران، كاكوتی، گل زوفا، شوید، مستار، شنبلیله، آژقون، بادیان، گنده بو، كلپوره، كرابیه، گل گاوزبان، گل بنفشه، كرفس، مخلصه، آویشن، موسیر و اسپخنگور می باشد كه برای درمان بیماری ها استفاده می شود.تن پوش های مردانه در این روستا با شهر بیرجند تفاوت چندانی ندارد، البته در محیط روستا مردها زیرشلواری یا شلوارهای مخصوص كار استفاده می كنند و معمولا كلاه بر سر دارند. خانم ها هم از روسری، چادر رنگی و پاچین (نوعی لباس تا زیر زانو) در محیط روستا استفاده كرده و هنگام آمدن به شهر یا میهمانی لباس كاملا رسمی می پوشند. پوشاك طبقات اجتماعی روستا به نسبت سطح فرهنگ و درآمد آنان خیلی تفاوت دارد افراد مستضعف و فقیر لباس مندرس می پوشند و با لباسی كه به شهر می آیند زیاد فرقی نمی كند ولی افرادی كه فرهنگ بالاتری دارند و اجتماعی تر هستند لباس روستایشان با لباس شهر جداست و به خصوص هنگام رفتن به شهر كلاه مشكی بر سر می گذارند و كت و شلوار می پوشند.

منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:

۱. روزنامه خراسان

نوشته شده توسط احمد توفیقی نیا در پنجشنبه 1388/05/08 | موضوع: آثار و اماکن تاریخی بیرجند