سلام ، پست امروز درباره وجه تسمیه شهرهای فردوس و نهبندان و روستای استانست است.
مطالب آورده شده درباره روستای استانست را جناب آقای صدریان در اختیار من گذاشته اند که از ایشان بابت تلاششان تشکر می کنم. همچنین در صورتی که سایر همشهریان نیز اطلاعاتی در زمینه بیرجند و یا روستاهای آن دارند، در صورت تمایل میتوانند این اطلاعات را به ایمیلم و یا از طریق کامنت بفرستند.

فردوس: با توجه به اینکه نام قبلی شهرستان فردوس تون بوده است، ریشه تاریخی نام تون را بررسی می کنیم ، در «معجمالبلدان»، سفیدی روی ناخن، در «برهان قاطع»، گلخن حمام، در «مؤیدالفضلا»، جامه شبروی، در «مجمعاللغات»، حمام و در «فرهنگ نظام»، خزانه و گنجینه معنی شدهاست. حتی به نظر میرسد تون یک لغت چینی باشد و این شهر را چینیها و تورانیها ساخته باشند. اما به دلیل مجاورت با طبس که به معنی چشمه آبگرم است، باید مفهوم سرزمین گرم را داشته باشد.
بنابر یک قول دیگر، نام فردوس در زمان ایران باستان، «تابان» بودهاست که پس از حمله اعراب در زبان عربی تغییر شکل یافته و به صورت تون درآمدهاست. بر طبق این قول، تابان و تابش که امروزه به نام فردوس و طبس شناخته میشوند، هر دو از شهرهای کهن ایران به شمار میروند.

نهبندان : این شهر که در سالهای اخیر از شهرستان بیرجند جدا شده است از جنوبی ترین شهرهای استان محسوب می شود . نهبندان که در متون کهن به ((نه)) به معنی(( شهر ))شهرت داشته است از شهرهای مهم قرون اولیه اسلامی بوده است . بررسیهای اخیر نشان می دهد تپه عظیم میان این دو شهر روزگاری دژ قدیمی شهر ((نه)) بوده که سابقه آن به دوران اشکانیان می رسد . وجود قلعه مهم و زیبای (( شاه دژ)) در 5 کیلومتری شهر نهبندان دلیلی برحضور پر رنگ اسماعیلیه در آن منطقه است .

استانست: استانست را احتمالاْ اول هست و نیست تلفظ می کردند و به معنی اینکه اگر بارندگی شود، در آن سال همه چیز هست و اگر خشک سالی باشد نیست می باشد و به مرور زمان به کلمه استانست تبدیل گشته است . این روستا از توابع شهرستان سربیشه(در مسافت ۴۸ کیلومتری این شهرستان قرار دارد) و در فاصله ۵۰ کیلومتری بیرجند مرکز استان خراسان جنوبی می باشد.
سلام ، امیدوارم حال همتون خوب باشه. پست امروز درباره روستای آرک از توابع خوسف می باشد. این روستا جزء روستاهای هدف گردشگری می باشد و امیدوارم توجه بیشتر به روستا باعث توسعه و پیشرفت این روستا شود.
روستاي آرك در ٣٥ كيلومتري مركز بخش خوسف و در دامنه رشته كوه هاي معروف به آرك و بين آباد واقع شده است. برخورداري از آب وهواي كوهستاني و آب شيرين و گوارا براي آشاميدن و كشاورزي به اين روستا صفاي ديگري بخشيده است.

آبشار بسيار زيبايي كه در بين باغات و از محل قنات تا مزارع گسترده شده، آرك را به روستاي طرح گردشگري تبديل كرده و پنير محلي و زردآلوي آن در شهرستان بيرجند منحصر به فرد است.
طرح گردشگري آبشار روستا هم نوشته و به نهادهاي مربوطه تحويل شده است كه در صورت تصويب، اين روستا به عنوان بهترين نقطه گردشگري بخش خوسف معرفي خواهد شد.

مراسم سنتي كشت گندم آرك معروف بوده و با شيوه خاصي انجام مي شود. براي انجام مراسم كشت گندم، در يك روز كشاورزان بذر گندم و شيريني تهيه كرده و در مزرعه جمع مي شوند و پس از خواندن دعا و ذكرهاي مختلف و آرزوي سالي خوش و پر محصول، كشت گندم را آغاز و به ميمنت و تبركي بين اهالي حاضر شيريني توزيع مي كنند.
همچنین می توان به چاپ نشريه بهارستان آرك در سال ١٣٨٠ اشاره کرد، اين نشريه با همكاري چند نفر فرهنگي و اهل قلم راه اندازي و در قالب ماه نامه شامل موضوعات متنوع مانند مسائل فرهنگي، تاريخي، اجتماعي، آداب و رسوم منطقه، اخبار و گزارشات روستا و... منتشر شد. اين نشريه كه مورد توجه مردم منطقه و مسئولان بخش و شهرستان قرار گرفته بود به دليل كمبود اعتبار و نبود حمايت مسئولان تعطيل شد.

منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
۱. وبلاگ روستای آرک
۲. سایت خراشاد
۳. وبلاگ جناب آقای آرین پور
سلام ، پست امروز در رابطه با روستای سیوجان از روستاهای بزرگ بیرجند می باشد.
روستای سیوجان، روستایی است در دهستان خوسف از توابع بخش خوسف شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۷۸۷ نفر بوده است. این روستا در ۲۳ کیلومتری غرب شهر بیرجند و در مسیر جاده بیرجند - خوسف قرار دارد.
بیشتر مردم روستا سادات موسوی ( از نسل موسی بن جعفر ) هستند. کار این مردم کشاورزی و دامداری است ؛ آب کشاورزی از چاههای عمیق زیادی که دراین روستا وجود دارد تامین میشود. دامداری هم بیشتر شامل گاوداری هایی است که ایجاد شده اند ودر حال ایجادند. روستا دارای دو اثر باستانی به ثبت رسیده میباشد که عبارتند ازحمام و آب انبار سیوجان. البته بر اثر سهل انگاری میراث فرهنگی و حرکت نابخردانهٔ بعضی اشخاص قسمتی از حمام تاریخی سیوجان تخریب شده است. (حمام خورشیدی سیوجان جایگزین حمام قدیمی که گفته شد گردیده است.)

مسجد جامع سیوجان نیز یکی ازآثار بسیار قدیمی سیوجان بود که معماری بسیار زیبایی داشت و شامل شبستان هایی جذاب بود که باز هم بر اثر کم کاری و بی فکری تخریب شد و مسجد جدید که شامل گنبد نیز هست جایگزین آن گردید.
سیوجان دارای مدرسهٔ دبستان (شهید مقری) و راهنمایی (شهید رضازاده) است ؛ نام قدیم مدرسهٔ راهنمایی، شهید رجایی بود که به شهید رضازاده-یکی از شهدای روستا – تغییر یافت.
سیوجان دارای دو مسجد بزرگ است (با وجود مساجد کوچک در محله ها) به نام مسجد جامع و مسجد صاحب الزمانی. هر چند مراسم ماه رمضان در دو مسجد جداگانه انجام میشود اما در ماه محرم دو هیئت موسی بن جعفر(ع) و صاحب الزمانی با همکاری هم مراسم عزاداری را بر پا می نمایند. این عزاداری ها چنان جذاب و دلکش است که بسیاری از مردم روستا را که در شهر های دیگر زندگی میکنند را به خود جلب کرده و آن ها را به سوی سیوجان می کشاند.
محصولاتی که در سیوجان وجود دارد عبارتند از: گندم ،جو، پنبه، عناب ، چغندر ، انگور،زرد آلو ، پسته،هندوانه و خربزه (به صورت دیم وآبی)، گوجه فرنگی ،بادمجان و... . از بین محصولاتی که گفته شد گندم ، جو ، پنبه و عناب مهمترین محصولات سیوجان هستند که شاید سیوجان از لحاظ تولید عناب (باکیفیت و مرغوبیت) یکی از روستاهای مهم خراسان جنوبی باشد.
از لحاظ تولید شیر نیز سیوجان بسیار نقش مهمی دارد زیرا گاوداری های زیادی را دارد (سنتی و صنعتی)که تولید شیر را در این روستا بر عهده دارند.
سیوجان از نعمت آب شیرین ،برق، تلفن(کد ۰۵۶۲۴۲۴ )و مخابرات همراه با پست بانک برخوردار میباشد. وجود سیستم دیجیتال مخابراتی نیز امکان اتصال به شبکهٔ گستردهٔ اینترنت را برای این روستا فراهم کرده است.
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
۲. وبلاگ بیرجند نگین کویر متعلق به همشهری بزرگوار آقای محمودی
سلام ، امشب اولین شب قدر هست. از همتون می خوام تو این شبها منو یادتون نره و برای منم تو این شبها دعا کنین.
همچنین دعا کنین برای همه مریضا و برای فرج امام زمان (ع) که فرج همه ما هست.
امام باقر فرموده اند: «در شب قدر، هر حادثهاى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مىشود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و...»
بنابراین این شب که قرار سرنوشتمون نوشته بشه رو از دست ندیم.
التماس دعا!!!
چند تا عکس از مراسم شب قدر پارسال بیرجند گذاشتم با عکاسی جناب آقای آرین پور.



روستای مرک و آداب و رسوم رمضان
جوانان روستای مرک سه شب آخر ماه شعبان به صورت گروهی با داشتن توبره یا انبان به درب خانه های اهالی روستا می روند و مردم را از آمدن رمضان با خبر می کنند. به طور مثال اگر اسم صاحب خانه غلام باشد یک نفر که خوش صدا است با زبان محلی می خواند:
- ملا غلام رو خبر کنِی
- با زن و بچه
- رمضان آمده با سی تا سوار
- حکم قرآن است و روزه بدار
- روزه می داری و لاغر می شوی روزه نمی داری کافر می شوی
و زن غلام یک کاسه پر خرما ، سنجد ، عناب و ... می آورد و داخل توبره که دست باروردار می باشد می ریزد و نیز شعرهای دیگری که به تناسب هر خانه می خوانند.
در شب سوم هر نفر به تبرکی مقداری خوراکی از خوراکی های جمع شده را بر می دارد و بقیه را هنگام افطار روز اول رمضان در مسجد بین نمازگزاران توزیع می کنند تا با آن افطار نمایند.
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
۱. روزنامه آوای خراسان جنوبی شماره ۱۶۰۷
۲. سایت خراشاد
سلام ، پست امروز درباره روستای سورگ هست. این روستا حدود ۲ کیلومتر با بهلگرد فاصله داره و روستای سرسبز و قشنگی است.
سورگ
سورگ یكی از روستاهای ییلاقی بخش مركزی شهرستان بیرجند است كه در فاصله 19 كیلومتری مركز استان (15 كیلومتر اصلی و 4 كیلومتر فرعی) در مسیر جاده بیرجند- زاهدان و در دامنه رشته كوه باقران قرار گرفته است.
این روستا از شمال به بهلگرد، از جنوب به بهدان، از شرق به خراشاد و از غرب به رشته كوه باقران محدود می شود و سرناوه، فخریز، گلریز، طاهرآباد، حیدرآباد و كلاته رمضانی را هم شامل می شود.
آب آشامیدنی و كشاورزی سورگ از یك رشته قنات و 5 چشمه آب شیرین تامین می شود و محصولات عمده آن سیب زمینی، شلغم، چغندر، هویج، زرشك، زعفران، گردو، بادام، عناب و پسته می باشد كه اهالی پس از برداشت مایحتاج و نیاز سالانه، بقیه را در بازار بیرجند به فروش می رسانند. قنات بزرگ روستای سورگ حدودا 2 هزار متر طول و عمق مادر چاه آن به بیش از 50 متر می رسد، كه این قنات پس از طی مسیرهای پرپیچ و خم رودخانه عبور از داخل باغ های بهدان به باغ ها و زمین های كشاورزی سورگ می رسد. این قنات به دلیل قرار گرفتن در بستر رودخانه با اندك سیلی آب دهی آن زیاد و به همان اندازه در آخر فصل تابستان میزان آب آن كاهش می یابد. برای تامین آب شرب روستا از دشت سربیشه توسط شركت آب و فاضلاب روستایی لوله كشی انجام گرفته كه ابتدا وارد مخزن و سپس به منازل انشعاب داده شده است.
نگهداری محصولات
مرم سورگ محصولاتی كه قصد فروش آن را ندارند در ظروف و خانه های انباری سرد برای مدتی طولانی نگهداری می كنند. سیب زمینی، شلغم، چغندر و هویج را در گودالی كه حفر كرده اند، می ریزند سپس روی آن را با خاك پوشانده به مرور و به اندازه نیاز از آن برمی دارند. زرشك را در خانه های سرد و بادگیر یا روی چوب هایی كه از زمین فاصله دارد نگهداری و خشك می كنند. گردو، بادام، عناب و پسته را هم در كیسه هایی كه از نخ بافته شده ریخته روی «دال» و با فاصله از زمین برای جلوگیری از حمله حشرات و جوندگان یا رطوبت نگهداری می كنند. محصولات خشك شده باغی مانند زردآلو، هلو و توت را كه به آن «كشته» می گویند در ظروفی كه از شاخه های درخت گز و بید ساخته شده و «شولگ» نام دارد نگهداری می كنند.
كوه های اطراف سورگ
کوه های اطراف سورگ عبارتند از كوه تخت مراد كه به لحاظ اعتقاد اهالی به مرادبخش بودن آن به این نامیده می شود، كوه چهارده چون از قله این كوه چهار روستای سورگ، بهلگرد، بهدان و نصرآباد دیده می شود به این نام است، كوه تك دول چون دامنه كوه به شكل سطل (دول) است این نام را گرفته است، كوه سرخ به دلیل رنگ قرمز آن و همچنین روییدن لاله های قرمز و كوه چهارشنبه سوری هم به دلیل انجام مراسم چهارشنبه سوری بر نوك قله آن به این نام مشهور است.این روستا دارای رودخانه بسیار بزرگ فصلی است كه هنگام فعال بودن آن ارتباط افراد به دو طرف آن قطع می شود. طول این رودخانه كه دارای سه شعبه بزرگ (علاوه بر شعبه های فعلی) می باشد به بیش از 30 كیلومتر می رسد و در فصل بارندگی خسارات زیادی به زمین های مزروعی دوطرف وارد می سازد. این رودخانه بعد از گذشتن از سه روستای بهدان، سورگ و بهلگرد و از كنار مركز آموزش نیروی انتظامی عبور كرده و وارد زمین های روستای بجد می شود. حدود سال 83 با احداث سدخاكی از سوی جهاد كشاورزی روی یكی از شعب تامین كننده این رودخانه از شدت خسارت دهی آن كاسته شده است.جمعیت ساكن فعلی در سورگ حدودا 50 خانوار (150 نفر) می باشند، ولی جمعیت ییلاق نشین آن به بیش از 500 نفر و حدود 150 خانوار هم می رسد. از جمله علل كاهش جمعیت در این روستا نبود درآمد كافی در روستا، نزدیك بودن به شهر، نبود شغل ثابت و برخی امكانات است كه اخیرا با همت دهیاری و مسئولان وضع بهتر شده و تسهیلاتی مثل آب لوله كشی، تلفن، برق و... از مهاجرت كاسته و بعضا نیز از شهر به روستا برگشته اند.مالكیت اراضی روستای سورگ تا قبل از انقلاب بر دام و مراتع مربوط به خان ها و اربابان بوده بدین صورت كه در یك ساختمان 2 منزل وجود داشته یكی مربوط به ارباب و یكی برای رعیت و دام ها و پرورش دام هم فقط برای سیر كردن شكم ارباب بوده و تنها كار و زحمت از رعیت بوده است. در جریان اصلاحات ارضی زمین های زراعی و باغ ها از ارباب ها پس گرفته شد و به كشاورز كه زارع آن ملك بودند تحویل شد و بدین ترتیب افراد فقیر و نیازمند هم صاحب ملك و باغ شدند.

شكل كلی ساختمان ها
ساختمان های قدیمی سورگ طوری ساخته شده اند كه حیاط منزل در وسط و خانه ها دور تا دور حیاط قرار دارند. هر خانه به طور جداگانه به حیاط راه دارد و همه اتاق ها هم معمولا از داخل به یكدیگر راه دارند. عرض دیوارهای قدیمی بین 100 تا 150 سانتیمتر می باشد و خانه های طبقه پایین معمولا گنبدی شكل و طبقه دوم با چوب پوشیده شده اند. مصالح به كار برده شده در خانه ها را با نوعی گل صابونی شكل به نام «شوشك» كه دارای دو رنگ سیاه و زرد می باشد به ضخامت 10- 15 سانتی متر اندود می كرده اند و بعد از هر 10 الی 15 سال هم مجددا ترمیم می شده است.در این منازل معمولا 20 الی 30 اتاق وجود داشته و شاید 4 تا 8 خانوار با هم در یك منزل زندگی می كرده اند. در داخل هر خانه طاق، بخاری هیزمی، ایوان، هشتی و... وجود داشته كه امروزه با ساخت بناهای جدید بیشتر آن ها منسوخ شده است. از انواع غذاهای محلی سورگ می توان به آب دوغ خیار گورماست، قروت(كشك)، غلور، آش برنج، كاچی، نان جوش، آبگوشت، شیربرنج و انواع اشكنه(مغز گردو، شیرین، گوجه فرنگی، دولخ باد و بنه) را نام برد.
آداب غذا خوردن مردم سورگ در گذشته
در گذشته افراد یك خانواده با یكدیگر در ظرفی به نام تغارچه و با دست غذا می خوردند ولی حالا به شدت تحت تاثیر شهر درآمده اند. مردم سورگ درصورت داشتن میهمان از انواع پلو برای پذیرایی و در فصل میوه های موجود به عنوان دسر استفاده می كنند. در سورگ همه افراد خانواده با میهمان خود بر سر یك سفره غذا می خورند، وعده های غذایی آن ها شامل صبحانه، نیم چاشت، ناهار و شام است. صبحانه را با چای اول صبحدم و پیش از طلوع آفتاب و معمولا با كره گاوی یا گوسفندی یا پنیر و ماست و مربا یا تخم مرغ می خورند. نیم چاشت، را با چای در حدود ساعت 10 صبح میل می كنند و چنانچه در مزرعه باشند چای را در فلاكس ریخته همراه خود می برند. ناهار را بعد از اذان و اقامه نماز ظهر و پس از صرف چای و شام را بعد از اذان مغرب صرف می كنند. داروهای گیاهی سورگ، گل بومادران، كاكوتی، گل زوفا، شوید، مستار، شنبلیله، آژقون، بادیان، گنده بو، كلپوره، كرابیه، گل گاوزبان، گل بنفشه، كرفس، مخلصه، آویشن، موسیر و اسپخنگور می باشد كه برای درمان بیماری ها استفاده می شود.تن پوش های مردانه در این روستا با شهر بیرجند تفاوت چندانی ندارد، البته در محیط روستا مردها زیرشلواری یا شلوارهای مخصوص كار استفاده می كنند و معمولا كلاه بر سر دارند. خانم ها هم از روسری، چادر رنگی و پاچین (نوعی لباس تا زیر زانو) در محیط روستا استفاده كرده و هنگام آمدن به شهر یا میهمانی لباس كاملا رسمی می پوشند. پوشاك طبقات اجتماعی روستا به نسبت سطح فرهنگ و درآمد آنان خیلی تفاوت دارد افراد مستضعف و فقیر لباس مندرس می پوشند و با لباسی كه به شهر می آیند زیاد فرقی نمی كند ولی افرادی كه فرهنگ بالاتری دارند و اجتماعی تر هستند لباس روستایشان با لباس شهر جداست و به خصوص هنگام رفتن به شهر كلاه مشكی بر سر می گذارند و كت و شلوار می پوشند.
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
۱. روزنامه خراسان
فونت B mitra را می توانید از اینجا دریافت کنید.
سلام ، حیفم اومد شب تولد حضرت علی آپ نکنم و این عید رو بهتون تبریک نگم.
ولادت حضرت علی (ع) اسوه مردانگی و شجاعت رو بهتون تبریک میگم ، باشد که ما از این امام درس بگیریم و تو زندگیمون با الگو قرار دادن این امام و با تامل در نهج البلاغه قدمی در اصلاح خودمون برداریم.
پست امروزم چند عکس از درخت سرو در بهلگرد هست که بیش از 100 سال عمر داره و در قدیم محلی برای برگزاری اعیاد بوده است و بازی های محلی در پای این درخت انجام میشده است.
البته این درخت به درخت آرزوها نیز معروف است.



فونت B mitra را می توانید از اینجا دریافت کنید.
سلام ، امیدوارم حال همتون خوب باشه ، ببخشید که یکم (فقط یکم!!!) دیر آپ کردم ، آخه قبل از این درگیر میان ترما بودم و الانم که کم کم امتحانای پایان ترم شروع میشه و ...
به هر حال امروز با پستی درباره ریشه تاریخی نام خراشاد و خوسف آپ کردم امیدوارم لذت ببرین.
در منابع تاریخی از خوسف با عناوین زیر یاد شده است: جوسف، جسف، خسف، خسب و خوسف؛ خسف به معنای زمین گود و خوسف به معنای پوشیده بودن كه هر دو معنی برای خوسف صادق است در كتب تاریخی متعدد نامی از خوسف هر چند به صورتهای مختلف برده شده است كه دلالت بر اهمیت و اعتبار این شهر در دورههای مختلف دارد.
نام خُراشاد, نامی یگانه بوده و بنا به گفته مرحوم دکتر محمد اسماعیل رضوانی ( پدر علم تاریخ معاصر ایران که خود زاده این روستا بود) برگرفته از زبان پهلوی و به معنی محل طلوع خورشید بوده و علت آن نیز واقع شدن این روستا در میان دره ای است که این دره به طرف شرق باز گشته و به دشت خراشاد متصل می گردد.
فونت B mitra را می توانید از اینجا دریافت کنید.
سلام ، از همتون برای اینکه در جشن تولد بیرجندستان شرکت کردید و همچنین به خاطر پیشنهادات و نظراتتون ممنونم. نظرات زیادی مبنی بر تعویض فونت و بزرگ کردن فونت بود که تصمیم بر این شد که کل پست ها رو از این به بعد با فونت B mitra بنویسم و پست های قبلی رو هم کم کم اصلاح می کنم.
یکی دیگر از پیشنهادات نیز این بود که درباره ریشه تاریخی روستاها پست بذارم که امروز درباره روستاهای ماخونیک و آیسک آپ کردم.
ماخونیک:
درباره وجه تسمیه این روستا چندین قول وجود دارد:
عده ای بر این نظرند که ماخونیک از سه جزء "ما"، "خونی" و "ایک" تشکیل شده که خونی در عربی به معنی چشمه است و ماخونیک شاید به معنی چشمه ماه و یا چشمه ماد باشد. ولی در واقع بسیاری از اهالی معتقد بودند به علت سردی و خنکی بیش از حد هوا، این روستا، ماخونیک نام دارد.
همچنین گویند که در گذشته عده ای مأموران دولتی به این روستا آمده و اهالی به گرمی از آنها استقبال نکرده اند و با آنها برخورد سردی داشته اند و آنها این نام را برای روستا انتخاب کرده اند.
برخی نیز می گویند به دلیل وجود شکافی در کوه نزدیک روستا به آنجا ماده ماخونیک گفته می شده که به مرور زمان به ماخونیک تغییر نام یافته است.
در برخی اسناد قدیمی که تاریخ نگارش آنها به 300 سال قبل می رسد، نام روستا مادخنیک ذکر شده است که مرکب از دو جزء "ماد" و "دخنیک" است. ماد در زبان پهلوی و پارسی باستان به ماه تبدیل شده که یکی از معانی آن شهر و مملکت است و در مجموع بنام شهر ماخونیک است.
درباره این روستا هیچ سابقه تاریخی مکتوبی وجود ندارد و فقط "کلنل چارلز ادوار دبیت" در کتاب سفرنامه خراسان و سیستان در دوره ناصرالدین شاه به توصیف منطقه ماخونیک پرداخته است.
آیسک:
در شمال غرب خراسان جنوبی و در كوهپایه های كوه سیاه (كوه های چرمه و مصعبی) و بر روی آبرفت های رودهای زو و راست شهری به نام آیسك واقع شده كه یكی از بخش های شهرستان سرایان است این منطقه به خاطر خاك های حاصلخیز و آب های زیرزمینی به قطب كشاورزی استان مشهور است. آیسك در 12 كیلومتری سرایان و 165 كیلومتری بیرجند و در محور ترانزیتی استان های یزد و خراسان رضوی به بیرجند واقع شده و از شمال به دهستان مصعبی و باغستان، از جنوب به بخش سه قلعه، از شرق به سرایان و از غرب به روستاهای دو حصاران و بغداده محدود است.
طبق گفته بزرگان و سالخوردگان نام این منطقه ابتدا ایاس بوده است، آیاس در فرهنگ مردم جنوب خراسان به معنی هوای صاف و روشن و پر ستاره است كه معمولا در مناطق كویری پس از رفتن ابرهای تیره نمایان می شود.
ایاس شهری بزرگ و آباد بوده ولی بر اساس مستندات و گفته های بزرگان و روایتی كه در كتاب تاریخ روضة الصفا به آن اشاره شده نادرشاه افشار قلعه ایاس را بر سر مردمش خراب كرد و اكنون خرابه های آن به نام »كله كوب« معروف است به همین دلیل ایاس كوچك شد و »ایاسك« كلمه تصغیر شده ایاس جایگزین این نام شد و به مرور این نام تبدیل به آیسك شد.
سلام این پست درباره روستای چنشت هست، روستایی که به عنوان روستای هدف گردشگری انتخاب شده است و واقعا جا برای پزوهش و تحقیق زیاد داره!
روستای چِنِشت، (Chenesht) یکی از روستاهای بخش نهارجان شهرستان سربیشه در استان خراسان جنوبی است.
جمعیت این روستا بنا به سرشماری مرکز آمار ایران 1009 نفر بوده که از این تعداد، 620 نفر باسواد می باشند.

این روستا به علت جاذبه های طبیعی، تاریخی و فرهنگی به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری در استان خراسان جنوبی شناخته می شود.
چنشت در میان رشته کوه باقران قرار گرفته و فاصله آن تا بیرجند، مرکز استان خراسان جنوبی، 60 کیلومتر است.
بقیه در ادامه مطلب ...
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
3. کتاب بیرجند نگین کویر تالیف محمد رضا بهنیا
سلام ، امروز با یک پست درباره روستای نخبه پرور بیرجند آپ کردم.
تو این روزهای پایانی ماه رمضان موقع دعاهاتون منو یادتون نره!
خُراشاد روستایی است واقع در ۲۴ کیلومتری جنوب شرقی بیرجند و واقع در استان خراسان جنوبی. این روستا به سبب نخبه پرور و عالم خیز بودن و نیز زیبایی طبیعی آن شهرت دارد.
جمعیت آن در سال ۱۳۴۵ برابر با ۹۲۸ نفر بوده است. تعداد سکنه آن طبق آمار سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۲۳۲ خانوار و معادل ۷۵۷ نفر بوده که به همراه گنج آباد, علی آباد, سالم آباد و میرزا ملک , بالغ بر ۸۰۰ نفر می گردد که از این تعداد قریب ۷۸ درصد (۶۲۰ نفر) باسواد می باشند.

این روستا به دلیل قرارگرفتن در رشته کوه باقران ، دارای آب و هوایی معتدل و کوهستانی است که به همراه سرسبزی و زیبایی و نیز وجود کوههای سبز رنگ افیولیتی, روستا, چهره ای ییلاقی و تفرجگاهی به خود گرفته است به طوری که به نام طرقبه بیرجند شناخته می شود. در سالهای اخیر, ساخت و ساز ویلاهای تفریحی و اقامتگاهی رشد فزاینده ای گرفته است. این ویلاها که توسط اشخاص و برخی از سازمانها ساخته شده اند , نقش تفرجگاهی خراشاد را پررنگ تر نموده اند.
در اینجا خانه های روستایی در دل كوه و بر اوج بلندی پله به پله تا پست ترين نقطه هموار بنا، شده اند. از بالا كه می نگری بام ها طبقه به طبقه بر ديوارها سوار شده اند. گرچه بالا و پايين رفتن از كوچه ها و در حقيقت صخره های خراشاد قدری سخت است اما اهالی روستا به راحتي اين كار را انجام مي دهند. جوی آبی از ميان باغ ها می گذرد. در همسايگی خانه های گلی و روستايی از لابلای شاخه های خشكيده درختان، خانه هايی ويلايی ساخته شده كه طبق اصول شهرسازی ميان باغ ها جلب توجه می كند. اين ساخت و سازهای جديد و شيك فقط به دامنه ارتفاعات محدود نشده و به صورت پراكنده حتی به بلندی صخره ها نيز گسترش يافته است.
ديدن نماهای سنگی، شيشه های رفلكس و آخرين امكانات معماری در روستاها و در كنار ساخت و سازهای قديمی گذر شتابان قافله تمدن را به ياد می آورد. برخی از ساكنان خراشاد خانه های ويلايی ساخته و در فصول گرم سال و گاهی برای فعاليت های كشاورزی به روستا باز می گردند, يعنی خانه هايی در شهر و زندگی ييلاق - قشلاق دارند.
نام خُراشاد, نامی یگانه بوده و بنا به گفته مرحوم دکتر محمد اسماعیل رضوانی ( پدر علم تاریخ معاصر ایران که خود زاده این روستا بود) برگرفته از زبان پهلوی و به معنی محل طلوع خورشید بوده و علت آن نیز واقع شدن این روستا در میان دره ای است که این دره به طرف شرق باز گشته و به دشت خراشاد متصل می گردد. در نتیجه با توجه به واقع شدن این روستا در ابتدای دره, از نظر مردم محلی, اولین روستای از مجموعه روستاهای واقع در دره خراشاد می بوده که خورشید بدان می تابیده است.

مرحوم دکتر رضوانی در مصاحبه اش در سال ۱۳۶۷ با کیهان فرهنگی می گوید : خراشاد گویش دیگری است از کلمه خورشید, که من آن را در الاتنبیه و الاشراف پیدا کردم. در جایی که اقالیم سبعه را تقسیم می کنند به سیارات سبعه می گویند : (( الاقلیم رابع للشمس و هو بالفارسیه خرشاد)).... (مردم محلی به این روستا خُرَشاد می گویند)
تاریخچه روستای خراشاد, به پیش از اسلام بازمیگردد. وجه تسمیه این روستا, خود نشان از تاریخ چند هزار ساله این روستا دارد. همچنین وجود آثاری مانند قبرستان زرتشتی ها (گبرها) در نزدیکی کاریز خراشاد, قلعه و تونلهای زیر زمینی ( که برای مقابله با یورش ترکمنها ساخته شده اند), واقع شدن در ۴ کیلومتری روستای کوچ و نگاره های لاخ مزار و ... نیاز به اکتشافات و پی جویی های باستان شناسی را بیش از پیش نشان میدهد.

مردم خراشاد, از نژاد پارس و به زبان فارسی تکلم می کنند. ویژگی رفتاری و شخصیتی مردم خراشاد, آنان را مردمی آرام صلح جوی, بافرهنگ و علم دوست معرفی نموده است. به طوری که اولین دبستان در منطقه, به نام دبستان دقیقی در سال ۱۳۲۲ به همت دکتر محمد اسماعیل رضوانی در این روستا ساخته شد. از ویژگیهای جالب توجه خراشاد, پرورش افراد و شخصیت های موفق و نخبه بسیاری در زمینه های علمی, فرهنگی و اقتصادی است که بسیار بیشتر از ظرفیت یک روستا ۱۰۰۰ نفری می باشد. بطوری که این منطقه را به مانند منطقه فراهان در استان مرکزی به عنوان یک روستای نخبه پرور در سطح ایران معرفی نموده است.
مردم منطقه بیشتر به کشاورزی، دامداری، قالی بافی، گلیم بافی و توبافی (پارچه بافی سنتی)اشتغال داشته و از زعفران, زرشک, عناب, توت, گردو و زردآلو , می توان به عنوان محصولات عمده کشاورزی خراشاد نام برد. شیخ محمد ابراهیم قدسی در وصف توت خراشاد می گوید:….
نُقلى که خدا نموده ایجاد *** بى آنکه رسد به دست قناد
سیبى است که هست در سمرقند *** توتى است که هست در خراشاد
علاوه بر اشتغال در بخش کشاورزی و دامداری, در سالیان اخیر با رشد بخش صنعتی در خراشاد و احداث واحدهای صنعتی مانند کشتارگاه صنعتی, مرغداری, بسته بندی چای, مصالح ساختمانی و … , در این بخش هم اشتغال زایی صورت گرفته است. به طوریکه صنعت مرغداری در جنوب خراسان, نخستین بار توسط برخی از نخبگان اقتصادی این منطقه با تاسیس نخستین مرغداری در خراشاد, گسترش یافته و در حال حاضر ۱۲ مرغداری فعال در سطح روستا مشغول تولید هستند.

پارچه بافی سنتی خراشاد یا توبافی به زبان محلی، یکی از مهمترین صنایع دستی استان خراسان جنوبی است به طوریکه به عنوان تنها صنایع دستی این استان، نامزد دریافت مهر اصالت از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور شده است.
همچنین زنان خراشاد با تاسیس شرکت تعاونی روستایی زنان خراشاد و ارائه خدمات در زمینه تهیه موارد مورد نیاز معیشتی و حرفه ای اعضا, تامین اعتبارات و وامهای مورد نیاز و ارائه خدمات به منظور بهبود امور حرفه ای , نقش قابل توجهی در گسترش اشتغال زایی در منطقه ایفا میکنند. بطوری که به عنوان یکی از فعالترین تعاونی های روستایی در سطح استان شناخته شده است.
خراشاد دارای مدرسه در سه مقطع ابتدایی, راهنمایی و دبیرستان می باشد. دبستان دقیقی خراشاد با بیش از شصت سال سابقه قدیمی ترین مدرسه منطقه بشمار می رود و نقش به سزایی در پرورش نخبگان این منطقه داشته است. محوریت روستا سبب شده است که دانش آموزان پسر مقاطع راهنمایی و متوسطه سایر روستاها به خراشاد مراجعه می كنند و در خوابگاه دانش آموزی مستقر شوند. این خوابگاه ويژه دانش آموزان راهنمايی است اما پسران دبيرستانی نيز در محل حضور دارند.
خراشاد دارای بیمارستان روستایی , مخابرات , خانه بهداشت , تعاونی های روستایی, شورای حل اختلاف, حسینیه, بانک, دفاتر پست, بیمه, تاکسی تلفنی، کانونهای فرهنگی, تربیتی و ورزشی, دبستان, راهنمایی, دبیرستان, خوابگاه دانش آموزی و ... می باشد.

با وجود اینکه خراشاد به عنوان روستايی ثروتمند و بی نياز مشهور شده با این حال برخی مردم روستا همچنان در محروميت به سر می برند و روستا با مشکلاتی چون عدم اجرای طرح هادی, شبکه فاضلاب, عدم مشارکت سازمانهای مربوطه مانند محیط زیست در ایجاد محلی برای دفن زباله روبرو می باشد.
همانطور که اشاره شد خراشاد زادگاه بزرگان زیادی است از جمله :
و بیش از ۶۰ عضو هیئت علمی, پزشک و... در ایران, آمریکا, انگلستان, هلند و ... می باشد.
منابعی که برای
نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
1 . سایت محترم
خراشاد
2. سایت ویکی پدیا
3 . سایت بیرجند پرتال
سلام ، حالتون خوبه؟ امروز با یک پست درباره روستای رزگ اومدم البته با وجود تمام تلاشی که برای این پست داشتم به نظر خودم بازم این پست کم داره! امیدوارم با سر زدن به این روستا و ماسوله خراسان جنوبی خودتون از نزدیک نکات جالب این روستا رو ببینید.
در ضمن در سمت راست وبلاگ (پایین تر از عکس تصادفی ) یک سری اطلاعات درباره بیرجند در قالب آیا میدانید گذاشتم امیدوارم لذت ببرین!
این روستا در نزدیکی بیرجند در استان خراسان جنوبی واقع شده است(دهستان باقران- بخش مرکزی- شهرستان بیرجند( بر اساس آخرین اطلاعات تعداد 28 خانوار در این روستا ساکن هستند که جمعیت کل آنجا 106 نفر میباشد. جمعیت مردان این روستا 60 نفر و جمعیت زنان ان 46 نفر است که 25 نفر از زنان و 35 نفر از مردان آن باسواد هستند.

روستای رزگ در 12 كیلومتری جنوب بیرجند در دامنه ای قرار گرفته است كه گسلهای موجود در منطقه اكًثرا حالت تقاطعی داشته و در محل گسلها فرسایش و جریان آب باعث شده سنگ منطقه شدیدا هوازده شود و این امر باعث شده است که روستا در دامنه کوه با حالت پلکانی درآید.
اما این امر باعث نشده تا خیل عظیم مشتاقان برای زیارت مزار آن روستا و گذران لحظاتی چند در زیر سایه درختان آن و استفاده از مناظر زیبا و نوشیدن كمی از آب خنك و گوارای آن خودداری كنند. مردم صمیمی و شاد این روستای كوهستانی همواره در روزهای جمعه و دیگر ایام تعطیل پذیرای مشتاقان استفاده از طبیعت بكر و خدادادی این خطه اند. ، روستای رزگ با كمبود امكانات رفاهی و تفریحی مواجه است ولی این نوجوان روستایی اوقات فراغتش را با بردن گوسفندان به چرا می گذراند.
البته الان این روستا هم مثل خیلی از روستاهای دیگه بیرجند دچار مشکل کم آبی هست و این مسئله با توجه به این که عده زیادی برای زیارت به آنجا میروند باعث بروز مشکلاتی در زمینه بهداشتی شده است که امیدوارم هر چه زودتر حل شود.
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
۱.سایت کلوب
۲.نتایج اطلاعات خودم درباره این روستا
گزارشی از سفر آقای یوسف علیخانی (خبرنگار جام جم) به روستاي ماخونيك

روستاهای شگفت انگیز چون کندوان، ماسوله، میمند، ابیانه و... در ایران کم نیستند و یکی از 8 روستای معروف و تاریخی کشور در استان خراسان جنوبی واقع است. این روستا، ماخونیک نام دارد.
روستای ماخونیک از نظر تقسیمات کشوری جزء دهستان درح، بخش سربیشه و شهرستان بیرجند محسوب می شود. این روستا در جنوب غربی شهرستان بیرجند و در فاصله 143 کیلومتری این شهرستان واقع شده است.
ماخونیک، روستایی است معروف به روستای لیلی پوت های ایران. روستایی که قد مردم آن شهره عام و خاص است.
مردم شناسان می گویند اکنون دیگر قد مردم ماخونیک، کوتاه نمانده، چنان که می گفتند زمانی از 1.40 سانتیمتر فراتر نمی رفت و به مرور، آن ها از قدهای معمول برخوردار می شوند.

با این حال خانه های مسکونی لیلی پوت های ایران همچنان پابرجاست و خانه هایی با ساخت امروزی و گاه شهری و دارای آجرنما، اگرچه قد برافراشته و خانه های تو سری خورده را در سایه خود قرار داده اما نتوانسته اند نگاه ها را از آن برگیرند. ماخونیک همچنان زنده است.

مردم ماخونیک، مسلمان و اهل تسنن است. کارشان، کارگری در معدن گرانیت روستا و قالیبافی است. بز، همدم همیشگی شان و فقر همراه دیروز و امروزشان.
ماخونیک از سه جزء "ما"، "خونی" و "ایک" تشکیل شده که خونی در عربی به معنی چشمه است و ماخونیک شاید به معنی چشمه ماه و یا چشمه ماد باشد. ولی در واقع بسیاری از اهالی معتقد بودند به علت سردی و خنکی بیش از حد هوا، این روستا، ماخونیک نام دارد.

پیرمردی که در ورودی روستا ایستاده بود در پاسخ به ما، وقتی از او خواستیم معنای ماخونیک را بگوید، گفت: ماخونیک یعنی سرما. یعنی فقر. یعنی فلاکت. یعنی نداری. وقتی خواستیم از آن ها که عکس گرفتن از زنها را گناه می دانند، عکس بگیریم، گفتند:عکس به چه درد ما می آید. پول می شود مگر ما را؟
پیرمرد دیگری گفت: هر روز آدم های زیادی می آیند و از ما عکس می گیرند، درباره ما می نویسند و معروف شده ایم، اما کسی به داد بیکاری ما، به داد نداری ما نمی رسد.
پیرمرد دیگری حرفش را پی گرفت و گفت: 120 خانواریم ما. تنها پیرمرد دیدیم و زن هایی با چادرهای روشن و کودکانی پابرهنه. فقر، جوانان را از ماخونیک فراری داده است.
زن ها و کودکان پا برهنه هرکدام مشتی فسیل در دست دارند و اینگونه، محبت می خواهند با فروش فسیل های حلزون ها و صدف ها و شاخ بز و...
ماخونیک روستای مردم باصفایی است که در گرما و خاک و یکرنگی شان، درختی در خانه دارند و کودکان شان را با پابرهنگی آموخت می کنند.
می گفتند اینجا دختر و پسرهای جوان باید سه سال با هم نامزد بمانند تا به عقد هم درآیند.
می گفتند کار نداریم و آسمان نیز ، بارانش را دریغ کرده از سرمان.
می گفتند ما هم مسلمان هستیم
می گفتند ما هم ایرانی هستیم
می گفتند ما هم انسان هستیم
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
۱.سایت آفتاب
این روستا از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند ودر دهستان القورات در 50 کیلومتری شمال شرق بیرجند واقع شده است.
روستای نقنج در شرق و روستای ماهوک در غرب و طورمان در جنوب و روستاهای سرحد و آسو در شمال آن قرار گرفته اند.
طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 85 این روستا دارای 44 خانوارو جمعیتی معادل 97 نفر بوده است که از این تعداد 44 نفر مرد و 53 نفر زن بوده اند.
منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:
۱.وبلاگ ماهوسک
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه ، ممنون از اینکه برام نظر دادین.
یکی از دوستان گفته بود چرا از خوسف مطلب نمی ذارین و چرا در توضیحات سیما بینا نگفته بودین که سیما بینا از خوسفه با تشکر از این دوست توی این پست در مورد خوسف مطالبی رو گذاشتم و سعی می کنم در مورد آثار تاریخی خوسف هم چند تا پست بذارم همونطور که قبلا گذاشته بودم در ضمن در توضیحات سیما بینا هم تغییراتی دادم.
خوسف یکی از شهرهای استان خراسان جنوبی است که در شهرستان بیرجند قرار گرفته است و از مناطق کویری به حساب می آید. جمعیت این شهر بر اساس سرشماریسال ۱۳۸۵، برابر ۴۰۶۸ نفر گزارش شده است. این شهر زادگاه تعدادی از مشاهیر بیرجند, چون دکتر محمدحسن گنجی (پدر جغرافیای نوین ایران), دکتر غلامحسین شکوهی (پدر علم تعلیم و تربیت ایران و وزیر آموزش و پرورش دولت موقت) و سیما بینا ( خواننده سنتی ) بوده است.
خوسف یکی از شهر های فرهنگی - تاریخی و حائز اهمیت در استان خراسان جنوبیست.این شهر در ادوار مختلف تاریخ مورد توجه اقوام و ساکنان بومی و غیر بومی بوده است.این شهر همچنین زادگاه بزرگانی چون مولانا ابن حسام خوسفی شاعر و عارف شیعه قرن ۹هجری قمری و نگارنده خاوران نامه نیز می باشد.
شهر خوسف از شمال به فردوس،از شرق به بخش مركزي بيرجند، از جنوب به نهبندان واز غرب به شهرستان طبس محدود مي شود. اين شهر داراي طول جغرافيايي ۴۷-۳۲و ارتفاع ۱۳۰۰متر از سطح دريا مي باشد.پيشينه تاريخي خوسف به دوران قبل از اسلام مي رسد، به خاطر موقعيت خاص طبيعي از قديمي ترين زمان به عنوان هسته اي از تجمع انساني در كوير خراسان بوده است وجود نگاشته هاي باستاني بر جاي مانده در كال جنگال دليل بر قدمت اين منطقه است.
از نظر تاريخي خوسف يکی از كهن ترين و قديمي ترين شهرهاي جنوب خراسان محسوب مي شود كه در منابع تاريخي ازآن با نامهاي خسف،خسب،خوسف ياد شده است. در كتاب نزهه القلوب حمدا... مستوفي از خوسف به عنوان معظمات بلاد قهستان ياد شده است.
وجود بافت قديمي با اثار تاريخي ارزشمند از ويژگي هاي شاخص اين شهر محسوب مي شود. اين بافت كه به لحاظ موقعيت طبيعي و واقع شدن بر روي هسته مقاوم، از زمين لرزه در امان مانده يكي ازسالمترين بافتهاي تاريخي به شمار مي رود.
نظر . . .
به گزارش واحد اطلاع رساني سازمان ميراث فرهنگي كشور، مهمترين اجزاي معماري اين بنا شامل ديوار يخچال، مخزن، پوشش مخزن، اتاقهاي كارگران و آبگير است.
اين يخچال با ديواري به طول 42 و ارتفاع 5 متر در انتهاي داراي خميدگي نامحسوسي است كه هدف آن به حداكثر رساندن سايه بر روي آبگير هنگام طلوع و غروب خورشيد بوده است.
در قسمت شمالي ديوار ياد شده كه در جهت شرقي _ غربي احداث شده آبگير يخچال واقع مي باشد.
مخزن يخچال با حفره اي به عمق 4 متر به عنوان مخزني براي نگهداري يخها مورد استفاده قرار مي گرفته است.
با پر شدن مخزن از يخ، اين مكان توسط كارگران با كاهگل پوشش داده مي شد تا يخها براي استفاده در تابستان و هواي گرم باقي بماند.
اين يخچال طبيعي با ارزش، پيشتر با شماره 2870 در فهرست آثار ملي كشور قرار گرفته است.
سلام
با تشکر از دوستانی که برای مطالبم نظر دادن سعی می کنم همه این نظرات رو تو وبلاگم عملی کنم
یکی از دوستان خواستار این بود که درباره منطقه عربخانه اطلاعاتی رو در وبلاگم بذارم من هم مطالبی را درباره چگونگی پیدایش عربخانه میگذارم و در پایان هم چند تا وبلاگ برای آشنایی بیشتر با این منطقه گذاشتم تا کسانی که می خوان با این منطقه بیشتر آشنا بشن به این وبلاگا سر بزنن.
شما هم نظر بدین بگین چی بذازم بهتر میشه و اگه شما هم مطلبی دارین به ایمیلم بفرستین
روایت شده است در زمان حکومت نادر شاه افشار عده ای از اعراب که از سلیمانیه وکرکوک عراق با دولت وقت ان زمان مخالفت می کردند به ایران وبه خطه جنوب خراسان تبعید شدند در ان زمان منطقه عربخانه از دورترین وبدترین منطقه از نظر اب وهوا به شمار می رفته عده ای از اعراب لهجه عربی را نظیر روستای کلاته سلیمان از دست داده وعجم شدند در ان زمان دو امیر که برادر بوده اند به نامهای میر دوکی و میر چبوش که میر چبوش در قلعه رامنگان و میر دوکی در قلعه قیاس اباد زندگی می کردند در همان زمان امیران از ترس حمله افغانیها به کرمان متواری می شوند بعد از چند زمانی پسر میردوکی برای برداشتن اسناد که در زیر در ورودی قلعه مدفون شده بوده به قیاس آباد برمی گردد مردم دهک برای تصاحب اسناد چاهی رادر خید کنده واورا به کلک بداخل چاه انداخته واز آن زمان این خید را خید گور عرب نام نهادند
این هم سایتهایی در باره عربخانه :
عربخانه و تاریخ عربخانه و معرفی دانش آموختگان عربخانه و اماکن باستانی عربخانه و روستای خسروی عربخانه و عکسهایی از عربخانه
اين دهستان در شمال به قاين ،از جنوب به دهستان طبس مسينا ، از شرق به مرز افغانستان و از غرب به دهستان فخرود محدود مي شود وسعت كل اين منطقه 1572 كيلومتر مربع مي باشد كه در حدود نصف آن دشت وبقيه از ارتفاعات تشكيل مي دهد. جمعيت دهستان گزيك 15532نفر طبق سرشماری سال1385 است كه بيش از 50% آن در 10 روستا زندگي مي كنند واين 10روستا 33% روستاهاي سكنه دار بخش گزيك را تشكيل مي دهد .
كل زمين زير كشت منطقه در حدود 1181 هكتار است كه 711 هكتار به كشت15532 آبي و 470 هكتار آن به كشت ديم اختصاص دارد .پر باران ترين ماههاي سال دي ، بهمن ، فروردين ومتوسط باراندگي سالانه 183/2ميليمتر است حداكثر مطلق درجه ماهانه منطقه 25/38 درجه سانتي گراد درخرداد ماه و متوسط حداقل مطلق درجه حرارت ماهانه 10/5 ـ درجه سانتي گراد ،در بهمن ماه بوده است وزش بادهاي 120روزه نيز بر كاهش رطوبت مي افزايد، وباعث مي شود تبخير در منطقه به 3600ميليمتر برسد
با كمال تاسف پوشش گياهي اين منطقه توسط مهاجرين افغاني براي مصارف دام ويا سوخت از بين رفته واز اين رو فرسايش آبي وبادي در اين منطقه بسيار فعال است .
در اين منطقه ، هشت چاه عميق و هشت چاه نيمه عميق و هيجده رشته قنات جاري وجود دارد كه به دشت آواز و گلميران محدود مي شود حداقل آبدهي ،مربوط به قنات ر وستاي اشك و حداكثر آبدهي ، مربوط به روستاي گزيك به ترتيب 0/5و35 ليتر در ثانيه مي باشد. نيز تعداد 16 دهنه چشمه در منطقه جريان دارد . حداقل دبي چشمه ها 0/5 وحداكثر 7 ليتر در ثانيه است.تخليه سالانه آب از شانزده حلقه چاه ، 18 قنات و 16 دهنه چشمه ،سالانه 10/5 ميليون مترمكعب ميباشد .مجموع ريزش جوي منطقه درحدود 288ميليون متر مكعب است كه اكثرآن با كمال تآسف به صورت سيل از منطقه خارج مي شود
روستای قلعه زری ، روستایی است در دهستان قلعه زری از توابع بخش خوسف شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۱۶۵۱ نفر بوده است .
معدن مس قلعه زری در این روستا واقع است.
روستای علی آباد زارعین ، روستایی است در دهستان قلعه زری از توابع بخش خوسف شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۲۶۰ نفر بوده است
روستای بصیران ، روستایی است در دهستان قلعه زری از توابع بخش خوسف شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۲۱۳ نفر بوده است
روستای تقاب ، روستایی است در دهستان خوسف از توابع بخش خوسف شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۹۲۰ نفر بوده است
روستای ماژان، روستایی است در دهستان جلگه ماژان از توابع بخش خوسف شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۴۲۰ نفر بوده است
روستای گیو ، روستایی است در دهستان جلگه ماژان از توابع بخش خوسف شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۳۱۹ نفر بوده است
روستای گازار ، روستایی است در دهستان شاخنات از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۵۲۰ نفر بوده است
اول روستای بهلگرد که روستای خودمم هست و سعی می کنم بعدا هم از اینجا مطلب بیشتری بذارم.
روستای بِهَلگِرد، روستایی است در دهستان باقران از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۲۰۳ نفر بوده است
روستای بِهدان، روستایی است در دهستان باقران از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۳۰۵ نفر بوده است
روستای بُجد، روستایی است در دهستان باقران از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۷۶۲ نفر بوده است
روستای امیرآباد پائین، روستایی است در دهستان باقران از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۲۹۲۷ نفر بوده است